۱۳۸۸ خرداد ۱۵, جمعه

هدف: دموکراسی. مسیر: انتصابات؟ - مرور اصلاحات در 30 دقیقه


مقدمه

مسيري که در اين 30 سال طي شده است
چرا خاتمي آمد؟
مرور کارنامه‌ي خاتمي(اصلاحات)
مرور اصلاحات در 30 دقيقه
نتيجه گيري
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مقدمه

تمام کساني که از مشارکت(بي قيد و شرط) در انتخابات دفاع مي‌کنند 2 تحليل مشخص دارند:
  1. احمدي نژاد در اين 4ساله اقتصاد ايران را ويران کرده است و ادامه يافتن دولت او ايران را به لبه‌ي پرتگاه مي‌برد.
  2. دموکراسي يک فرآيند زمانبر است و انتخاب بين بد و بدتر در نهايت منجر به انتخاب بين خوب و بد مي‌شود يا حداقل شرايط را براي فعاليت‌هاي مدني مناسبتر مي‌کند.
اکبر گنجي در مقاله‌ي مفصل و تامل برانگيز ِ «ساختار سلطاني جمهوري اسلامي»[1] مينويسد:

تصويري که به وسيله‌ي بسياري از فعالين سياسي ‌ايراني از ساختار سياسي ‌ايران ارائه مي‌شود، تصويري ايدئولوژيک (شعور کاذب در معناي مارکسي کلمه) است.مطابق اين تصوير، اولاً: «شرايط فعلي بدترين وضعيت ايران در نيم قرن اخير است»، ثانياً: احمدي نژاد عامل و منشأ اين وضعيت (تمام سياهي‌ها، فسادها، بدبختي‌ها، تبعيض‌ها، ناروايي‌ها، حبس‌ها، دهان بستن‌ها، نزاع‌ها و کشاندن ايران به ورطه نيستي و نابودي و جنگ) است.
از دل اين تصوير وارونه، يک راه حل روشن براي حل همه‌ي مسائل زاده مي‌شود:
يک ائتلاف وسيع نجات بخش از تمام جناح‌ها (اصول‌گرايان و اصلاح‌طلبان و...) بايد تشکيل شود تا با طرد احمدي نژاد، کشور را از مغاک نيستي نجات دهد.
اين تصوير کاذب (غيرمنطبق با واقع)، تا حدودي باعث فريب رسانه‌ها و سياست‌مداران غربي هم شده ‌است. اين تحليل نادرست است، براي اينکه «سلطان» در اين تحليل مطلقاً حضور ندارد.

طرفداران بايکوت و مشارکت در يک چيز اتفاق نظر دارند: با آمدن يک رئيس جمهور اصلاح‌طلب تغييرات عمده‌اي ايجاد نخواهد شد. اختلاف نظر بين موافقان و مخالفان شرکت در انتخابات هنگامي زياد مي‌شود که مشارکتيون با مقايسه‌ي دوران خاتمي و احمدي نژاد، ادعا مي‌کنند که اختلاف‌هاي موجود بين دو دوره نشان‌دهنده‌ي ظرفيت پست رياست جمهوري در ساختار فعلي قانون اساسي است.
مرور 12 سال گذشته به ما کمک خواهد کرد تا برداشتي واقع‌بينانه از وضعيت فعلي بدست بياوريم و دريابيم که انتظاراتمان از کانديداها تا چه حد منطقي و معقول است.

مسيري که در اين 30 سال طي شده است
بازرگان --> بني‌صدر --> خامنه‌اي --> رفسنجاني --> خاتمي --> احمدي‌نژاد.
با نگاه به سوابق، شعارهاي انتخاباتي و عملکرد رؤساي جمهور در مي‌يابيم که استانداردهاي رئيس جمهوري در ج.ا. با شيب ملايمي در حال سقوط کردن است و تنها وصله‌ي ناجور اين مسير محمد خاتمي است که با شعارهاي «جامعه‌ي مدني» و «توسعه‌ي سياسي» به ميدان آمد، گفتگوي تمدن‌ها را بنيان گذاشت، به روزنامه‌هاي بيشماري مجوز داد و... . با جايگزين کردن ناطق نوري با خاتمي نمودار شيب ملايم و منطقي خود را حفظ مي‌کند.
در اينجا چند سؤال مطرح مي‌شود:
  1. آيا رژيم برنامه‌ي مشخصي براي تبديل کردن جمهوري اسلامي حکومت اسلامي دارد؟
  2. آيا اين سقوط با مسير طي شده توسط جنبش‌هاي مدني هم جهت است؟
  3. شرايط داخلي و بين المللي قبل و بعد از خاتمي چقدر تفاوت داشته‌اند؟
حاکمان و مسئولين فعلي در 30 سال گذشته ثابت کرده‌اند که با برنامه‌ريزي ميانه‌ي چنداني ندارند. آشفتگي در مديريت، تصميمات خلق‌الساعه و غيرمنطقي، واکنش‌هاي متضاد به تحولات داخلي و خارجي، پافشاري بر روي موضوعات کم اهميت و متقابلاً عقب نشيني در برابر مسائل مهم به ما ثابت مي‌کند که در جمهوري اسلامي برنامه و طرح مشخصي براي آينده وجود ندارد و صرفاً در برابر شرايط پيش آمده واکنش مي‌دهند که آنهم در اغلب موارد با استفاده از چماق همراه است و ظرافتي در نوع برخورد ديده نمي‌شود .

رشد مطالبات مردم، آشنايي با حقوق اساسي‌شان، گرايش پيدا کردن به فرهنگ غربي، علاقه مند شدن به تاريخ ايران باستان، فاصله گرفتن از دين، رشد ارزشهاي مادي در جامعه و... در تقابل آشکار با تفکرات، تبليغات و اميال حاکمين است. در 29سال گذشته هرگز سابقه نداشته است که يک مسئول خواستهاي مترقي و فراتر از استانداردهاي موجود مطرح کرده باشد و با مخالفت عموم مردم هم مواجه شده باشد بلکه همواره اين مردم بوده‌اند که مطالبات خويش را به مسئولين تحميل کرده‌اند. [2]

ورود تکنولوژي جديد به ايران، انحصار تبليغات و اطلاع رساني را شکسته است. باوجود مشکلاتي که اين ابزارهاي نو براي حکومت ايجاد مي‌کنند، «امکان استفاده‌ از تکنولوژي روز در جهت تثبيت حاکميت و تبليغ ايدئولوژي نظام»، «بهره‌مند شدن از منافع مادي آن»، حرکت شتابان پهلوي‌ها در مدرن کردن ايران و دور شدن جامعه از ساختار سنتي و قبيله‌اي – استفاده از تکنولوژي جديد را ناگزير کرده است.[3]

نتيجه‌گيري منطقي ما از اين مقدمه اين خواهد بود که «رشد مطالبات مردم» و حرکت جنبش‌هاي مدني به سمت دموکراسي، حکومت را وادار کرده است تا با افزايش ميزان سرکوب، منزوي‌تر شدن و فاصله‌گرفتن از جامعه‌ي بين‌المللي، تا حد امکان در برابر اين پيشروي‌ها[4]ايستادگي کند. دلايل اين ايستادگي نسبي را مي‌توان در موارد زير ديد:
  1. ساختار جمهوري اسلامي و تفکرات مرتجعانه حاکمين مانع عظيمي در برابر عقب نشيني حکومت است.
  2. تامين شدن ِ منافع مادي گروه‌هايي که در يک رقابت آزاد شانسي براي به قدرت رسيدن ندارند.
  3. انباشته شدن مطالبات مردم در اين 30ساله و وجود نهادهاي شبهه دموکراتيکي همچون مجلس، رشد آگاهي‌هاي مردم، متنوع شدن منابع خبر و آسانتر شدن اطلاع رساني، حاکمان فعلي را در جايگاهي پايين‌تر از رقيبانشان قرار مي‌دهد.
در چنين شرايطي کوچکترين تغييرات ساختاري (حذف نظارت استصوابي، اصلاح قانون مطبوعات، آزادي تشکل‌ها و احزاب، استقلال يافتن قوه‌ي قضاييه و...) به مانند ايجاد کردن يک سوراخ بزرگ در سدي است که با شتاب درحال فرو ريختن است. مناظره‌ي بين موسوي و احمدي نژاد نشان مي‌دهد که باز شدن فضا تا چه حد براي نظام خطرناک است.

نظام از يکطرف دگرانديشان و آزادي‌خواهان را سرکوب مي‌کند و از طرف ديگر دوست دارد که چهره‌اي موجه در جامعه‌ي بين‌المللي از خود به نمايش بگذارد و با نمايش ج.ا. به عنوان آزادترين کشور منطقه، توده‌هاي عرب زير سلطه را جذب کند و دموکراسي اسلامي را بديل دموکراسي غربي معرفي کند. با بحراني شدن شرايط اقتصادي، به سمت جذب سرمايه‌گذاري خارجي و تنش‌زدايي مي‌رود و با رشد قيمت نفت به ياد آرمان‌هاي انقلاب و صدور آن مي‌افتد و در عرصه‌ي بين‌المللي ماجراجويي مي‌کند. در ايام انتخابات براي کسب مشروعيت به ياد حقوق مردم مي‌افتد، اما بعد از انتخابات در جايگاه مفسر حقوق مردم مي‌نشيند و ديگران را به تندروي متهم [5]مي‌کند .

اگر چه نوسان‌هاي حاکمان ج.ا. در اين 30 ساله‌ باعث سردرگمي تحليلگران شده است، پرونده‌ي هسته‌اي نشان مي‌دهد که اين الاکلنگ بازي و سياست مذاکره براي مذاکره، غرب را ديگر سرگرم نمي‌کند. انتخابات رياست جمهوري نهم هم ثابت کرد که حداقل بخش قابل توجهي از مردم بدنبال اصلاحات واقعي هستند و کلي‌گويي‌ و ادعاهاي توخالي‌ برايشان جذابيتي ندارد.

چرا خاتمي آمد؟
آيا آمدن خاتمي يک توطئه‌ي از پيش طراحي شده بوده؟ پاسخ به اين سؤال بسيار مشکل است اما مي‌توان با بررسي شرايط قبل از آمدن خاتمي فهميد که تولد جنبش اصلاحات در ايران اجتناب ناپذير بوده و نه لطفي از سوي رهبر به مردم يا اتفاقي کاملاً غيرمنتظره.

ايران در دوران هاشمي رفسنجاني طوفان‌هاي بزرگي را از سر گذرانيده است. قتل‌هاي زنجيره‌اي در اين دوره به اوج خود مي‌رسند. اپوزسيون خارج از کشور از مخالفان کم اهميت تا دکتر بختيار ترور مي‌شوند. رستوران ميکونوس و محکوميت ايران در دادگاه‌هاي آلمان، روابط ايران و اروپا را بحراني مي‌کند و سفراي اروپايي به کشورهايشان فراخوانده مي‌شوند.[6]

سياست‌هاي تعديل اقتصادي رفسنجاني تورم 50 درصدي به بار مي‌آورند و مردم در اسلام‌شهر، مشهد و چند شهر ديگر شورش مي‌کنند و با سرکوب شديد حکومت غائله پايان مي‌پذيرد. خصوصي سازي به اختصاصي سازي تبديل شده[7]و فساد تا بدانجا گسترش پيدا مي‌کند که فرزند رئيس جمهور از شرکت‌هاي نفتي [8]رشوه‌هاي چند ده ميليون دلاري دريافت مي‌کند .

روشنفکران داخلي همچون سعيدي سيرجاني به بهشت زهرا فرستاده مي‌شوند،‌ تلاش مي‌گردد تا اتوبوس نويسندگان[9] به ته دره فرستاده شود و با امضا کنندگان بيانيه‌ي ضد سانسور کانون نويسندگان بشدت برخورد مي‌شود .[10]

سياست مهار دوگانه‌ي دولت کلينتون فشار بسيار زيادي به ايران وارد کرده است[10.1]. در سال 1995 شرکت نفتي کونوکو قراردادي 1 ميليارد دلاري با ايران امضا مي‌کند.(شروع مذاکرات در سال 1991 و زمان رياست جمهوري بوش پدر)[10.3] در6ام ژانويه‌ي 1996 ايران در تنگه‌ي هرمز موشک ضد-کشتي با برد 100 کيلومتر آزمايش مي‌کند. آمريکا اين اقدام را تهديدي عليه امنيت منطقه مي‌شمارد.[10.2]
ايران به دست داشتن در انفجارهاي آميا[11]در آرژانتين و الخبر در عربستان متهم مي‌شود. اف.بي.آي ايران را عامل اصلي بمبگذاري‌ در الخبر مي‌داند .[12] در 6ام آگست بيل کلينتون قانون تحريم‌هاي ايران-ليبي(ايلسا) را امضا مي‌کند(قراداد کونوکو لغو مي‌شود).[10.2] زمزمه‌هايي از حمله‌ي تلافي جويانه‌ي آمريکا به ايران شنيده مي‌شود .[13]

آنطرف‌تر هوشنگ امير احمدي براي مذاکره با ايران و آمريکا وارد ميدان مي‌شود. شوراي ايرانيان-آمريکائيان(AIS) را در سال 1997 تاسيس مي‌کند. گفته مي‌شود که اميراحمدي مذاکرات گسترده‌اي را با محافظه کاران داشته است تا بتواند مسئله‌ي بين ايران و آمريکا را حل نمايد .[14]

با نزديک شدن به انتخابات، جناح چپ جمهوري اسلامي از ميرحسين موسوي مي‌خواهد تا وارد ميدان شود. موسوي با اصرار درخواست آنها را مي‌پذيرد اما اندکي بعد از تصميمش برمي‌گردد. گزينه‌هاي ديگر کروبي، خوئيني‌ها و خاتمي هستند. کروبي و خوئيني‌ها اعلام مي‌کنند که آمادگي ندارند در نتيجه خاتمي با اصرار فراوان و پس از مشورت با رهبر وارد ميدان مي‌شود.[15]
نوع ورود خاتمي به انتخابات چند سوال جدي در ذهن مطرح مي‌کند:

  1. چرا موسوي بعد از صحبت با رهبر نظرش بر مي‌گردد؟
  2. مگر قرار بوده است که خاتمي چه کار کند تا نياز به آمادگي داشته است؟
  3. چرا يک کانديداي از پيش بازنده بايد مطالبش را با رهبر در ميان بگذارد؟
منصرف شدن موسوي 3 دليل مي‌تواند داشته باشد:
الف)اختلاف نظرش با خامنه‌اي[17] ب) داشتن شانس پيروزي(همانند خاتمي در دوره‌ي فعلي) ج)اختلاف نظر با سياست‌هاي اقتصادي دوران رفسنجاني[18] و مخالفت با ادامه يافتن وضع موجود.
جواب سؤالهاي دوم و سوم هرچه که باشد با ادعاي آن دسته از اصلاح‌طلبان در تناقض است که مي‌گويند: تنها انتظار ما از انتخابات اين بود که با آوردن يک راي قابل قبول امکان راه‌اندازي يک نشريه را پيدا بکنيم[19]يا به پشتوانه‌ي آن مطالباتمان را مطرح نماييم.[20]بنظر مي‌رسد آنگونه‌ که ادعا مي‌شود پيروزي خاتمي در انتخابات چندان غير محتمل نبوده.
نارضايتي مردم در پايان دوره‌ي هاشمي به اندازه‌ي کافي بالا بوده است تا مردم را وادار به راي دادن به فردي کند که خود را جدا از حاکمين مي‌داند و قصد اصلاح امور را دارد. بدون شک مشاوران خاتمي در حلقه‌ي آيين، اين تفکر را نداشته‌اند که با دادن شعارهاي اصلاح‌طلبانه (توسعه‌ي سياسي، آسان‌گيري در پوشش، آزاد کردن ماهواره[21]و...) آراي خاتمي سقوط خواهد کرد. همينطور کساني که عليه ناطق نوري جو سازي مي‌کرده‌اند[22](مثل جداسازي پياده‌روها، تبليغات شهرداري) به فرداي انتخابات (شکست احتمالي و رويارويي با رقيب) هم نيم‌نگاهي داشته‌اند.
با مقايسه‌ي بين اين دوره و دوره‌ي 7ام مي‌توان فهميد که هيچکس انتظار استقبال گسترده از وعده‌هاي خاتمي را نداشته است. همانطور که در دوره‌ي فعلي جذب شدن برخي از جوانان به موسوي چندان منطقي نمي‌نمايد.

مرور کارنامه‌ي خاتمي(اصلاحات)
بهترين عبارت براي توصيف آن دوران حرف آقاي شمس الواعظين است که گفت: ما آزادي بيان داريم اما آزادي پس از بيان خير.
آيا براستي با آمدن خاتمي شرايط براي رسيدن به دموکراسي مناسبتر شد؟ آيا جانشين خاتمي(معين) فردي جلوتر از او بوده است؟ آيا جنبش‌هاي دانشجويي، زنان، کارگران و روشنفکران از حمايت يک رئيس جمهور اصلاح‌طلب برخوردار بوده‌اند؟
مرور دوران اصلاحات چيز ديگري به ما مي‌گويد. متاسفانه جناب خاتمي نه تنها از روشنفکران و فعالين سياسي حمايت نکرده‌اند بلکه با متهم کردن آنها به تندروي و بي‌دفاع گذاشتن آنها، راه را براي سرکوب بيشتر ِ آنان بازگذاشته‌اند. ايشان نه تنها به رشد دموکراسي کمک نکرده اند بلکه با برگزاري انتخابات مجلس هفتم و رياست‌جمهوري نهم پايه‌هاي استبداد را مستحکم‌تر کرده‌اند[23].
کساني که هزينه دادن در دوران اصلاحات را طبيعي مي‌شمارند بايستي به اين سؤال پاسخ بدهند که وقتي هيچکدام از دوطيف ج.ا. از ما حمايت نمي‌کنند، چه تفاوتي مي‌کند که در کدام دوره هزينه بدهيم؟

چماقي که در دوره‌ي خاتمي همواره بر سر اصلاح‌طلبان زده مي‌شد، اتهام تندروي بود. جالب است که در اينجا اصلاح‌طلبان حکومتي و اصولگرايان در تعريف آن هم نظر مي‌شوند. رهبران اصلاح‌طلب همواره از کساني که بدنبال اصلاحات ساختاري بوده‌اند انتقاد کرده اند. متاسفانه امروز هم تعريف کانديداها از اصلاحات مشخص نيست.
مرور اصلاحات در 30 دقيقه
پرداختن کامل به دوران اصلاحات از حوصله بنده و شما خارج است. لذا در اين مقاله تنها به سرفصل‌ها اشاره مي‌کنم. علاقه‌‌مندان مي‌توانند با جستجو‌ي عنوانين در موتورهاي جستجو اطلاعات بيشتري بدست بياورند. توجه بفرماييد که بنده انگشت اتهام به سوي کسي دراز نمي‌کنم. تمام حرف من اين است که اتفاقات رخ داده در دوران احمدي‌نژاد به همين 4 سال منحصر نمي‌شود.

تعريف تندروي
حمايت خاتمي از اصلاحات و اصلاح طلبان
درياي خزر و سهم ايران
18 تير و طرشت
احضار نمايندگان مجلس ششم به دادگاه
کروبي و حکم حکومتي
مجلس هفتم
رئيس جمهور تداراکاتچي
لوايح دوگانه
دانشجويان و کميته‌ي انضباطي
بستن فله‌اي مطبوعات
عطاالله مهاجراني و وزارت ارشاد
فلسطين
رابطه با آمريکا
مرور تيتر وار دوران اصلاحات
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تعريف تندروي
سليمي نمين:نخست توجه داشته باشيد که اين نظر من يا عده خاصي از اصولگرايان نيست بلکه خود آقاي خاتمي هم بعضاً با آن نيروهاي تندرو درگير و در دوران رياست جمهوري شان با اين طرفداران تندرو دچار اصطکاک شدند و همين موضوع را در محافل مختلف بيان مي کردند و اخيراً که بحث کانديداتوري آقاي خاتمي هم مطرح بود ايشان تاکيد مي کردند قطعاً اين گروه همراهشان نخواهد بود.
کي از دلايلي که آقاي خاتمي در پايان دوره رياست جمهوري شان از محبوبيت نخستين برخوردار نبودند، بي توجهي به همين نکات بود، زيرا پيش از آنکه خاتمي هزينه آن تندروي ها را بپردازد ملت هزينه آنها را مي پرداخت. مردم از زماني که متوجه شدند با مشکلاتي روبه رو شده اند که برخاسته از تندروي ها و انحصار گرايي هاي اطرافيان خاتمي است ديگر حاضر نبودند به حمايت هاي خود از آقاي خاتمي ادامه دهند.
چند مورد از تندروي اصلاح طلبان ذکر مي کنيد؟
بله، اولين نمونه يي که مي توان از آن ياد کرد رابطه ايران با امريکا در زمان اصلاحات و تلاش برخي از اصلاح طلبان براي برقراري اين رابطه بود، به هر نحوي که خود جايز مي دانستند. مثلاً بايد يادتان باشد وقتي که امريکايي ها به عراق آمدند و قبل از آن حمله امريکا به افغانستان صورت گرفت برخي از دوستان آقاي خاتمي بيانيه يي تنظيم کردند و از ملت دعوت کردند در برابر گردنکشي امريکا سر تسليم فرود آورند.
-ظاهراً اين پيشنهاد در مورد مسائل هسته يي بود نه رابطه با امريکا
خير، در مورد مسائل هسته يي هم مشابه چنين مواضعي داشتند اما در مورد رابطه با امريکا نيز آنها شرايطي را به وجود آوردند که اگر در آن شرايط اين رابطه برقرار مي شد نتيجه آن ذلت و خواري ملت ايران بود زيرا فقط تسليم در برابر امريکا برآيند آن نوع برقراري رابطه بود. مفاد آن نامه يي که ذکر آن رفت تاييد اين ادعا است. آن نامه موجود است و رسمي و تکذيب آن هم در واقعيت تغييري به وجود نمي آورد.
http://www.etemaad.ir/Released/87-11-27/166.htm

محمد سلامتي:سازمان چه کار کرده که تندرو محسوب مي شود. سازمان زماني که آقاي خاتمي در کابينه بود يک نفر هم در دولت نداشت. سازمان چه حرفي زده که تندرو محسوب شود؟ شما بيانيه هاي ما را که نگاه کنيد همه حاوي اين است که ارزش هاي انقلاب چه بوده و چه مسائلي بايد رعايت شود.
اصلاحات از موقعي زمينگير شد که يک عده قرائت هاي افراطي از آن پيدا کردند و با سرعت در رسانه ها موضوع را منعکس مي کردند و يک عده هم فرصت طلبانه از شرايط اصلاح طلبان سوءاستفاده کردند. که اين سوءاستفاده و حالت هاي تندروي جناح مقابل را با همه ابزار و امکاناتش به موضع کشاند و اين کار با سرعت انجام و خيلي راحت اصلاحات زمينگير شد. بنابراين بعد از چند ماه اين کار عملي شد. به نظر من يک سال و نيم بعد از دولت خاتمي اهرم ها و ابزارهاي جناح مقابل به کار گرفته شد و اصلاحات را زمينگير کردند...
در جناح مقابل ما هم يک عده تندرو هستند. در همان زمان سخت دنبال اين بودند که با انگليس مذاکره کنند ولي اين تندروي تلقي نمي شد. اين دنبال بيگانه رفتن تلقي نمي شد.

-ولي همين مساله مذاکره با لندن را که شما مطرح مي کنيد، خيلي ضربه زد به جناح مقابل...

از آنجا که اهرم قدرت را در اختيار داشتند، ضربه را کنترل کردند و ضربه يي که بايد مي خورد، نخورد. ممکن است فردي لطمه خورده باشد ولي جناح ضربه را دفع کرد.
ما خودمان زماني که آقاي هاشمي رئيس جمهور بودند، ديدگاه هاي اقتصادي ايشان را نقد مي کرديم اما سعي مي کرديم منصفانه برخورد کنيم. تحليل مي کرديم. هيچ وقت شخصيت هاشمي را مورد سوال قرار نمي داديم. سابقه ايشان را داشتيم که چقدر براي نظام زحمت کشيده و کار کرده اند. اما يک عده به شخصيت ايشان حمله و با حالت ناعادلانه برخورد مي کردند. ما با آنها موافق نبوديم ولي آنها خودشان را اصلاح طلب مي ناميدند. اصلاح طلب ها يک طيف گسترده يي هستند. ممکن است يک حزب که در مجموعه نظام نگنجد و نظام را به اين شکل قبول نداشته باشد آن هم خودش را اصلاح طلب بداند و در مقابل يک حزب هم که در چارچوب قانون باشد و معيارها و ارزش انقلاب را پيگيري کند آن هم خودش را اصلاح طلب بداند. البته اين حسن اصلاح طلبي است که يک طيف گسترده يي مي گويند ما اين راه را قبول داريم اين خودش به امنيت ملي کمک مي کند.

http://www.etemaad.ir/Released/87-11-27/166.htm
عماد باقي:
اوايل من اين تصور را به هيچ وجه نداشتم که ميان درک ما و درک مجموعه اصلاح‌طلبان در قدرت اختلاف زيادي وجود داشته باشد. اول گمان مي‌کردم که اختلاف درک ميان کساني است که در نحله‌هاي مختلف عقيدتي و ايدئولوژيک قرار دارند. اما به تدريج پيغام‌هايي مي‌آمد که نشانه تفاوت برداشت‌ها از اصلاحات بود. مثلا آقاي عبدالله نوري که مديرمسوول روزنامه خرداد بود جلساتي با آقاي خاتمي داشت و گاهي آقاي خاتمي برخي از انتقادات را به صورت مشخص و با ذکر نام از طريق ايشان منتقل مي‌کرد. در اينجا بود که من متوجه برخي از تفاوت نظرها شدم آقاي خاتمي معتقد بودند که ما دچار تندروي هستيم. ‍[...] در حالي که واقعاً نوشته‌هاي من چنين سياقي نداشت. به هر حال مشخص بود که آقاي خاتمي از اين مشي ما راضي نيست. (باقي)
آنها به آقاي نوري انتقاد مي‌کردند که دفاعيات شما تندروانه است و مشخصا به آقاي نوري مي‌گفتند که شما نبايد تحت تاثير امثال فلاني قرار بگيريد. به من اشاره مي‌کردند و مي‌گفتند که وقتي اينها (باقي و گنجي) به شما در نوشتن دفاعيات مشورت دهند، شما را از نظام دور مي‌کنند. در آنجا آقاي نوري جواب‌هايي داد که آنها فهميدند آقاي نوري خيلي جلوتر از ماست.

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/083525.php

18 تير و طرشت
ويژه نامه هجده تير- چشم انداز ايران

نامه‌ي فرماندهان سپاه به خاتمي
سيدبزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خودي‌ها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همه‌ي آن گفته‌ها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانون‌شكني نيست؟
آيا معناي سال امام (ره) همين بود؟ آيا به همين صورت مي‌توان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بي‌توجهي تعداد اندكي به نام حزب‌الله مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟
جناب آقاي خاتمي، رسانه‌ها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آن‌ها به گوش نمي‌رسد؟
جناب آقاي رئيس‌جمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد، فردا آن‌قدر دير و غيرقابل جبران است كه قابل تصور نيست.
در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرت‌عالي اعلام مي‌داريم كاسه‌ي صبرمان به پايان رسيده و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نمي‌دانيم.
http://www.aftabnews.ir/vdcftjydw6de.html

روايت كوي دانشگاه از زبان ناطق نوري
بعضي از افراد جبهه دوم خرداد مي‌گفتند: "توقيف اين روزنامه به اين آساني نيست،اين غير از روزنامه‌ي "طوس" و "جامعه" است و نظام اگر بخواهد با روزنامه سلام برخورد كند،بايد خسارت سنگيني بپردازد."
شه وقتي كه يك جايي شورش و جار و جنجال مي‌شود، مثل مشهد، اسلام شهر، اكبرآباد، قزوين و از اين قبيل آنهايي كه در متن صحنه هستند و آتش مي‌زنند، غارت مي‌كنند و شيشه مي‌شكنند، سياسي نيستند؛ اينها يك مشت آدم‌هاي عقده‌اي و اراذل و اوباش هستند كه در شلوغي مي‌ريزند و آتش مي‌زنند كه چيزي گير بياورند، اما آنهايي كه پشت پرده و صحنه را هدايت مي‌كنند، آنها سياسي هستند.
من با آقاي ذوالقدر و آقاي رحيم صفوي فرمانده محترم سپاه نيز پي‌ در پي تماس مي‌گرفتم و آنها هم مي‌گفتند هنوز به ما دستور داده نشده و علت دارد كه دستور داده نشده،...بالاخره در يك مقطعي دستور صادر شد كه سپاه وارد عمل شود و در ظرف دو ساعت اغتشاشي كه از "ميدان بخارايي" تا "شهرري" كشيده شده بود، پايان يافت.
مقام معظم رهبري از وزير كشور سؤال كردند (نزديك غروب بود) "اوضاع چه خبر است؟" گفت كه "حاج آقا تظاهرات و ناآرامي‌ها را جمع كردند و بر همه چيز مسلط هستيم" من چون خودم از بعدازظهر قضايا را تعقيب مي‌كردم، خيلي عصباني بودم، بين حرف پريدم و با تندي گفتم: "آقا ايشان گزارش بي‌ربطي مي‌دهند، اين طور نيست. همين الان در ميدان بخارايي، سپاه درگيري دارد اينها را آقاي صفوي بفرمايند. آقاي رحيم صفوي گفت: "درست است" جالب‌تر از همه اين كه خود آقا فرمود: "تنها در ميدان بخارايي نيست، شهر ري هم الآن آشوب است،" يعني خود آقا از همه‌ي ما بيش‌تر، خبر داشت.
با تائيد مقام معظم رهبري سپاه توانست عمل كند... ما تحت تاثير شرايط آن دوره و همچنين يك مقدار رودربايستي قرار گرفتيم، يك مقدار مصلحت‌انديشي كرديم و نيروي انتظامي و افرادي هم مثل آقاي نظري و افسر ديگري كه در منطقه؛ مسئول عمليات بودند به نظر من وجه المصالحه قرار گرفتند، اينها قرباني شدند. من معتقد بودم كه حتي با وزير آموزش عالي نيز بايست برخورد جدي شود، معنا ندارد كه وزير جمهوري اسلامي در آن ماجرا كه يك جريان پيچيده سياسي و پشت صحنه آن حداقل نامشخص بود، تصميم عجولانه به استعفا بگيرد و عواطف دانشجوها را با اين كار خود تحريك كند. به نظر من او و دستيارانش در رده‌هاي مختلف بايد محاكمه مي‌شدند اما خيلي مصلحت‌انديشي شد
در جريان حادثه كوي دانشگاه بين سران سه قوه، اختلافي به آن معنا وجود نداشت...در جلسات سران هم كه تشكيل مي‌شد، نوعاً در مسائل كلي تفاهم بود و ما هم در ريز جريانات وارد نمي‌شديم. ممكن بود سليقه من با سليقه آقاي خاتمي يا سليقه ايشان با من متفاوت باشد، اما واقعآً تضاد و درگيري در بين نبود. ..در اين قضيه هم دعواهاي اين چنيني مطرح است، والا واقعاً سران با هم در اين قضايا اختلافي نداشتند. اختلاف من با آقاي خاتمي سليقه‌اي بود و به اين معنا كه در ماجراي هيجده تير 1378، قائل بودم كه بايد سران نهضت آزادي دستگير، محاكمه و با آنها برخورد قاطع شود، اما ايشان اين اعتقاد را نداشت، تفاوت ما اين است.
http://sepehrnews.ir/?p,15646

قاليباف: من تنها کسي بودم که از تجمع دفتر تحکيم وحدت حمايت کردم
...من تنها کسي بودم که در آن جلسه تلاش کردم و گفتم حتماً مجوز تجمع در دانشگاه تهران را به تحکيم وحدت بدهيم.
- يعني رهبران اصلاحات در اين سال ها به دانشجو حرفي به دروغ گفتند؟
اگر بنا باشد وارد اين مباحث شويم، من حرف براي گفتن زياد دارم آن هم حرف هايي با مستندات قوي و سند و مدرک.
...من به صراحت مي گويم همگي مخالف دادن مجوز تجمع به دانشجو ها بودند. بگذاريد به صراحت بگويم من تنها موافق آن جلسه بودم...دوستان اصلاح طلب دولتي مخالف بودند. من در آن جلسه چند بار گفتم وقتي تشکل درست کرديم بايد مجوز تجمع را هم بدهيم.
- چطور ممکن است اصلاح طلباني مانند معين و موسوي لاري مخالف تجمع تحکيم آن هم در آن شرايط سياسي باشند؟
آنها مخالف بودند. مي گفتند اگر تو به اينها مجوز بدهي، بعد معلوم نيست اين دانشجوها چه کار مي کنند. به همين دليل به جد مخالف تجمع هاي دانشجويي در آن روزها بودند. اما من پرسيدم بعد معلوم نيست يعني چي؟ به هر حال کميسيون احزاب براي تجمع ها يک فرمت مشخص دارد. مسوول آن تشکل مي آيد اين فرم را پر و پايش را امضا مي کند، به من پليس و رئيس دانشگاه تعهد مي دهد و بعد هم در چارچوب قانوني تجمعش را برگزار مي کند. پاسخ من به دوستان دولتي روشن بود؛ قانون را رعايت کنيم. تجمع بدون مجوز خلاف قانون است اما کسي حق ندارد از من قاليباف انتظار داشته باشد به يک تشکيلات قانوني با استدلال غيرقانوني مجوز تجمع ندهم.
- اما همان دوستان از جلسه يي روايت مي کنند که با حضور آقاي موسوي لاري و يونسي بر سر موضوع مجوز ورود پليس به دانشگاه بسيار بحث مي شود. آنجا اصلاح طلبان با اين ماجرا مخالفت مي کنند يا فشار شما بوده براي موافقت با اين موضوع. اگر محرمانه است و نمي خواهيد وارد شويد، بگذريم.
نه، من مي خواهم اين موضوع را بگويم. آن زمان ورود پليس به دانشگاه مجوز مي خواست، درست است؟ اين مجوز را چه کسي به پليس مي داد؟ شوراي عالي امنيت ملي کشور. من که عضو اين شورا نبودم. دوستاني که الان اين حرف ها را مي زنند، آن روز عضو شوراي عالي امنيت ملي کشوربودند. چه کسي به آنها براي اين دستور فشار آورد؟ من که بيرون از اين شورا بودم. اکثريت آن شورا که اين دوستان بودند و هر کس هم يک راي داشت. رئيس آن شورا هم که آقاي روحاني بود. دوستان اصلاح طلب عضو شوراي عالي امنيت کشور بودند؛ من که عضو نبودم...به هر حال تصميم ورود پليس به دانشگاه را همين دوستان اصلاح طلب گرفتند.
http://www.autnews.ws/archives/1387,12,00019743

حمايت خاتمي از اصلاحات و اصلاح طلبان
در زندان که بوديم، تماسي از طرف رئيس‌جمهور آقاي خاتمي با خانواده‌ي ما تماسي وجود نداشت. البته در جامعه اين تصور وجود داشت که کل جبهه اصلاحات پشت سرماست و دولت و مجلس حامي ما است. اما واقعيت اين بود که افراد انگشت شماري از ميان اصلاح‌طلبان بودند که به‌طور منظم و پي‌درپي با خانواده ما تماس داشتند.فقط آقاي کروبي که رئيس مجلس بودند، هفتگي يا ماهانه با خانواده تماس مي‌گرفتند و احوال ما را مي‌پرسيدند، از خانواده ما هم دعوت کرده بودند دو بار که به مجلس بروند.
کسي که مي‌خواهد رهبر جنش اصلاحات باشد بايد آماده خيلي از هزينه دادن‌ها باشد. آقاي خاتمي چنين تعريفي از خودش نداشت. وقتي شما هدايت‌گر و رهبر جريان اصلاحات باشيد مجبوريد که يک جاهايي بايستيد و هزينه بدهيد و شايد کار به جاي باريک هم بکشد. علاوه بر اين اگر ايشان رهبر اصلاحات مي‌شد، سطح توقعات از ايشان هم بالاتر مي‌رفت. اما علاوه بر اين، تفاوت برداشت‌هايي هم وجود داشت که به زمينگير شدن اصلاحات کمک کرد.(باقي)
آقاي خاتمي البته در جمع دانشجويان در 16 آذر سال 1383 گفت كه من برخي مواقع به خاطر نظام و مصالح مملكت عقب‌نشيني كردم...
من و آقاي گنجي و آقاي شمس در يک ساختمان جداگانه‌اي در زندان ايزوله شده بوديم. ما بحث‌هاي زيادي کرديم و جمع‌بندي هر سه نفر ما هم اين بود که آقاي خاتمي بهتر است که نيايد. مي‌گفتيم تجربه اين چهارسال نشان مي‌دهد که آقاي خاتمي اگر دور بعدي کانديدا نشود بهتر است. اما دوستان از طريق خانواده پيغام مي‌دادند و ترغيب مي‌کردند که از آقاي خاتمي حمايت کنيد و مي‌گفتند که موقعيت حساس است و رأي آقاي خاتمي خيلي تعيين‌کننده است. شرايط خيلي حساس و مخاطره‌آميزي براي ما تعريف مي‌شد. ما هم به اين نتيجه رسيديم که به‌رغم جمع‌بندي قبلي‌مان از آقاي خاتمي اعلام حمايت کنيم.
اما آقاي خاتمي که راي آورد گويا پاسخ مناسبي به اين حمايت نداد. خبرنگاران که پس از پيروزي به ايشان هجوم آوردند پرسيدند که در اين دور براي زندانيان سياسي چه مي‌کنيد و آقاي خاتمي هم گفت که آنها حتما جرمي مرتکب شده‌اند که در زندان هستند. آيا اين صحبت به گوش شما رسيد؟
بله ما داشتيم تلويزيون را نگاه مي‌کرديم که يک باره اين جمله را از آقاي خاتمي شنيديم و يک مقدار هم شوکه شديم. واقعا هم در شرايط سختي نامه حمايت خود از خاتمي را بيرون داديم. ما احتمال مي‌داديم که براي جلوگيري از حمايت مان از آقاي خاتمي، شايد ما سه نفر را از هم جدا کنند. براي همين من از آقاي گنجي و شمس خواستم که يک برگه سفيد را امضا کنند تا اگر ما را از هم جدا کردند، من آن بيانيه را بنويسم و بيرون بفرستم. آنها هم يک برگه سفيد را امضا کردند و به من دادند. پيش‌بيني ما محقق شد و ما را از هم جدا کردند.هريک از آن دو را به سلول هاي انفرادي جداگانه بردند و من هم به صورت تنها در همان جاي قبلي بودم. من هم آن بيانيه را البته براساس محورهايي که روي آن با هم توافق کرده بوديم نوشتم و بيرون دادم. اما شايد آقاي خاتمي خودش احساس مي‌کرد که نيازي به اين حمايت‌ها نداشته يا آن حمايت تاثيري نداشته که آن موضع را گرفت. من صحبت‌هاي ايشان را از تلويزيون شنيدم که درباره زندانيان سياسي گفت که آنها حتما جرمي مرتکب شده‌اند که بازداشت شده‌اند.
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/083525.php

عباس عبدي:
وقتي شما را بي‌گناه زندان بيندازند من به‌عنوان يك انسان و به عنوان يك شهروند وظيفه دارم از شما حمايت كنم ، معناي واقعي اين دفاع اين نيست كه فقط از آن شما دفاع مي‌كنيم بلكه در واقع دارم از خودم دفاع مي‌كنم؛ در يك كار مشترك طبيعي است كه اين حالت بيشتر است... فرد اگر قدرت نداشته باشد اصلا كسي توقعي ندارد كه كاري بكند، بنده سال 72 هم زندان رفتم و همزمان آقاي موسوي خوئيني‌ها را هم به دادگاه فرستادند و ديگر اصلا توقعي نبايد داشته باشيم چون ايشان هم داشت دادگاه مي‌رفت. با وجود اين از دادگاهش به خانه ما مي‌رفت و به خانواده سر مي‌زند و همه مي‌فهمند كه وضعيت براي او هم به همين صورت است اما نمي‌شود كه آن آقا برود و در صندلي استيل بنشيند و مدرك افتخاري بگيرد و هر روز هم با ماشين آخرين مدل از بغل اوين هم بگذرد و نسكافه هم بخورد، قضيه سر اين است كه كاخ سعدآباد فاصله‌اش با اوين خيلي زياد نيست...
آقاي خاتمي در روابط شخصي به‌گونه‌اي رفتار مي‌كرد كه متفاوت از روابط‌ عمومي‌اش بود. شايد اين ويژگي‌ در رفتار عموم ايرانيان غالب باشد. اما به هر حال اين روحيه در ايشان بود. به ياد دارم كه پس از پيروزي در دور دوم انتخابات رياست‌جمهوري در سال 80، شوراي مركزي جبهه مشاركت به ديدار ايشان در كاخ سعدآباد رفتند و من هم بودم. البته من در جلسات عمومي عمدتا سكوت مي‌كنم و صحبتي نمي‌كنم. چند نفر از دوستان در آن جلسه صحبت كردند و گمان مي‌كنم كه آقاي خاتمي هم مي‌خواست متلكي به من بيندازد كه گفتم كار ما كه شده ماله‌كشي است، اما شما حرف‌تان را بزنيد.(عبدي)
http://www.ayande.ir/1387/10/post_681.html

خاتمي عنوان كرد كه اگر طرفي به راي مردم و مردم سالاري بي توجهي مي كنند متاسفانه طرف ديگر نيز اهميت و بهاي لازم را براي ارزشهاي ديني قائل نيستند.به گزارش خبرگزاري فارس نماينده قوچان تصريح كرد: خاتمي به شدت به هر دو طرف انتقاد داشته و بر اعتدال و ميانه روي تاكيد نمود و با افراط و تفريط مخالفت كرده و گفت كه بايد به جمهوريت و اسلاميت نظام همزمان توجه كرد.
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/821027/news/siasi.htm#s4158

در حالي که محمد خاتمي سخن مي گفت به ناگاه يكي از ميان جمعيت فرياد زد: "شما براي گنجي چه كرده ايد؟" .. اين فرياد در ميان سكوت جمع باعث مکث چند لحظه اي وي شد و سپس خاتمي گفت: "حالا در اين باره شايد صحبتي بكنم" و به صحبت عادي خود ادامه داد. چند دقيقه بيشتر نگذشته بود که مجددا فرد ديگري از ميان جمعيت فرياد زد كه "براي گنجي چكار كردين؟ آيا سري بهش زدين؟" خاتمي هم که قصد طفره رفتن از پاسخ را داشت گفت: "حالا ميگم كه در اين مسئله هم خود اين آقا مقصره"!
http://news.gooya.com/politics/archives/034143.php

يونسي(وزير اطلاعات وقت): آنچه مهم است اين كه اين جريان ها بايد از تندروي ها و تحجر بپرهيزند و در حالت تعادل حركت نمايند.
وي ادامه داد: البته شرايط فعلي جريان هاي سياسي در كشور با طرد افراطي گري ها و تندروي ها در مسير تعادل حركت مي كنند و بحث خروج و تشكيل اپوزيسيون و رفراندوم از سوي اين جريان ها مطرح نيست .
وزير اطلاعات تعادل در فعاليت هاي سياسي اين جريان ها را پيروزي بزرگي براي نظام اسلامي دانست و گفت : جريان هاي سياسي به اين نكتــه رسيدند كه با تعامل و تحمل يكديگر بايد كار كنند.
يونسي افزود: امام راحل و پس از ايشان مقام معظم رهبري رقابت هــــاي سياسي را تعديل مي كنند و جلوي تندروي ها را مي گيرند و به هيچ جرياني اجازه نمي دهند كه رقيب را از ميدان رقابت حذف كند... وي به چگونگي به قدرت رسيدن جريان موسوم به اصلاح طلبان اشاره كرد و گفت : اين جريان در دوران سازندگي از سوي مردم كنار زده شد و با بازنگري در حركات و رفتارهاي خود، شعارهايي جديدي مطرح كردند كه توانستند با اقبال مردم در دوم خرداد ?? مواجه شوند..
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1383/830615/news/siasi.htm#s282

× خاتمي در واکنش به برخي از حرکتهاي اخير براي تغيير قانون اساسي: اينها به ملت و اصلاحات خيانت مي‏کنند .
× سپرده‏هاي ارزي ايران در بانکهاي خارجي به 11 ميليارد دلار رسيد . (16/9/79)
× خاتمي: تغيير در قانون اساسي خيانت‏به نظام و ملت ايران است .
× سروش: با آمدن خاتمي استبداد تشديد شد!
× رئيس جمهور: تحميل نظر رئيس جمهور به قوه قضائيه ديکتاتوري است . (17/9/79)
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5103;id=45740

درياي خزر و سهم ايران
صفري(در دولت خاتمي):
جمهوري آذربايجان مخالف هرگونه نظامي شدن درياي خزر است و بر لزوم تبديل اين پهنه آبي به عرصه تقابل و همكاري منطقه اي و بين المللي تأكيد دارد.گفتني است از ايران ، مهدي صفري مدير كل امور كشورهاي مشترك المنافع در وزارت امور خارجه در اين نشست شركت مي نمايد.
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/821227/news/siasi.htm#s15891

ناطق نوري:وقتي كه من در آن روزهاي اول به ديدن آقاي خاتمي رفتم، ايشان گفت: «تصميم داشتم خدمت شما بيايم و از تجربيات شما استفاده كنم، چون روي كابينه خيلي فكر نكرده بودم، شما كه قبلا كار كرديد، چه كساني را براي وزارت در نظر داشتيد؟» من فقط يكي دو نفر را اسم آوردم، يكي آقاي صفري سفير ايران در مسكو كه براي وزارت پست و تلگراف و تلفن پيشنهاد كردم، چون تحصيل كرده است و آقاي خاتمي هم استقبال كرد و بعدا به هر دليل ايشان انتخاب نشد. نفر دوم هم آقاي محلوجي بود كه براي وزارت نفت در نظر داشتم، چون ايشان معادن را احيا كرد و مدير توانمندي است. الحمدالله هيچ كدام از اين دو نفر را آقاي خاتمي نپذيرفت.
http://shahabnews.ir/vdci.za3ct1arwbc2t.html

صفري(در دولت احمدي نژاد): سهم ايران از بستر درياي خزر 20 درصد است
http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=19337

احضار نمايندگان مجلس ششم به دادگاه:
In 2001, 60 parliamentarians from Khatami's reformist group were brought to court for their views, and the president was unable to defend them. In 2002, another 17 were also brought to court for liberalism; one was sentenced to 40 lashes, one was arrested, and another was fired. This ruined Khatami's credibility inside Iran, and many began accusing him of having deceived the people.
http://www.mideastviews.com/articleview.php?art=10

احضار 5 نماينده مجلس به دادسرا
وي هم‌چنين از احضار حاصل داسه نماينده سردشت و پيرانشهر خبر داد و افزود: اين احضار به دنبال شكايت نيروي انتظامي و براي نطق پيش از دستور داسه به هيات رييسه ابلاغ شده، اما روز رسيدگي به اين پرونده هنوز اعلام نشده است.
به گفته اين عضو هيات رييسه مجلس، از احمد شيرزاد نماينده اصفهان نيز شكايت شده كه شكايت وي به خاطر نطق پيش از دستورش در تاريخ ‌30/9/82 است. شيرزاد به شعبه بازپرسي دادسرا احضار شده است.
http://mellat.majlis.ir/archive/1382/12/17/politicnews.htm

هيات رييسه مجلس: برگ احضاريه 13 نماينده دريافت شده است
http://mellat.majlis.ir/archive/1383/p-six/karrubi/news1.htm

نامه رييس كل دادگستري تهران به رييس مجلس شوراي اسلامي درباره اظهارات اخير آرمين
http://mellat.majlis.ir/archive/1382/02/28/newsdiplomatic.htm

دادستان تهران: قانونگذار در قانون اساسي و حتي قوانين عادي براي احدي مصونيت در ارتكاب جرم قائل نشده است
حضار و جلب نمايندگان به دليل اظهارات آنان چه در داخل مجلس و چه در خارج آن از سوي دستگاه قضايي طي پنج دوره قبلي قانونگذاري بي سابقه بوده است. حتي احضار نمايندگان در مورد جرايم غيرمرتبط با وظايف نمايندگي در اين ادوار نيز از طريق هيات رئيسه و با رعايت شئونات نمايندگي و بدون علني كردن اتهامات آنان صورت مي گرفت ولي از آغاز دوره ششم مجلس هر چند وقت يكبار نماينده اي به خاطر نطق پيش از دستور يا تذكرات آيين نامه اي و يا حتي سوال از مسئولين ذي ربط مورد بازخواست قرار مي گيرد.
http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1382/820220/world/intep.htm

اعلمي 40 ضربه شلاق
http://www.akbaralami.com/content/view/37/86/

قدرداني رهبر معظم انقلاب از رئيس مجلس
تهران- خبرگزاري جمهوري اسلامي: رهبر معظم انقلاب اسلامي در نامه اي از حجت الاسلام والمسلمين مهدي كروبي رئيس مجلس شوراي اسلامي تشكر و قدرداني كردند.
حضرت آيت الله خامنه اي در اين نامه از تلاشهاي آقاي كروبي براي حفظ اعتدال در سالهاي مديريت مجلس ششم و همراهي و همكاري وحدت آميز وي براي برگزاري بهنگام و قانوني انتخابات مجلس ، تشكر و قدرداني و ابراز اميدواري كردند كه اين خدمات با ارزش كه در جهت استحكام نظام اسلامي و نااميد كردن بيگانگان مداخله جو انجام گرفته است ، مورد قبول حضرت احديت و موجب پاداش دنيوي و اخروي براي آن جناب باشد.
مقام معظم رهبري همچنين نسبت به انصراف آقاي كروبي از ادامه رقابت در دور دوم انتخابات ابراز تاسف كردند.
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/821214/news/siasi.htm#s12996


کروبي و حکم حکومتي

اخبار اين ماجرا به مقام معظم رهبري مي‌رسد، از دفترشان تماس مي‌گيرند پيامي براي من و نفر دوم مجلس مي‌آورند، پيام دوستانه بود، در آن اين بود که شما مي‌خواهيد قانون مطبوعات را اصلاح کنيد، خوب اجازه دهيد مجلس يک مقدار جلو برود... بعد آمدند دو فوريت را به يک فوريت تبديل کردند و با دفتر رهبري تماس گرفتند و گفتند تعديل کرده‌ايم و اصلاح شده ‌است. از دفتر گفتند که آقا خواسته فعلاً طرح مطرح نشود، اما آقايان آمدند طرح را در مجلس مطرح کردند و فوريت آن مطرح و بررسي شد، رفته رفته ماجرا وارد فاز ديگري شد، کم کم با خبر شديم، مقام معظم رهبري يک نامه‌اي براي مجلس نوشته‌اند، ما نمي‌خواستيم به آنجا برسد، از آقاي هاشمي در يک جلسه پرسيدم ايشان گفت بله، نبايست نامه‌اي نوشته شود.
يک بار خدمت مقام معظم رهبري رفتم و در اين مورد صحبت کردم، سابقه مصوبه را دادم و درباره‌ي طرح صحبت کردم و بعد گفتم نامه نيايد به نظر ما بهتر است، ايشان احساس کرده بودند که مجلس نمي‌خواهد اطاعت کند، توضيح دادم که اين طور نيست، مجلس اهل اطاعت است.
از نکات تلخ اين بود همان روز که با مقام معظم رهبري ملاقات داشتيم هم طرح تصويب شد و هم نامه‌اي به قوه قضاييه نوشته شد که نکات تندي داشت... طرح آمد تو دست دستور، آقاي حجازي از دفتر رهبري خبر داد که اول وقت نامه‌اي از مقام معظم رهبري مي‌آيد ، ما صبح در هيات رييسه بوديم که نامه رسيد، نامه را يکي از آقايان خواند، در نامه آمده بود که به صراحت نوشته شود اين طرح نه مصلحت است و نه مشروع که در دستور کار قرار گيرد و طرح را از دستور کار خارج کنيم، پس طرح را از دستور کار خارج کرديم

سخنان کروبي در مجلس ششم
رئيس مجلس شوراي اسلامي با تأكيد مجدد بر پايبندي به اسلاميت و جمهوريت نظام گفت : ما با اصلاحاتي همراه هستيم كه در چارچوب قانون اساسي باشد… وي افزود: با صراحت مي گويم ، هيچ مسئولي به اندازه بنده نظرات خود را نگفته است .بيشتر نظرات را هم به رهبري گفته ام ، اما در كاردولت دخالت نكرده و از هيچ يك از دولت ها هم تاكنون چيزي نخواسته ام .
كروبي ادامه داد: مجمع تشخيص مصلحت تشكيل مي شود،مي روم و نظر مي دهم . راجع به شوراي نگهبان نظر مي دهم و بيش از همه با شوراي نگهبان بحث كردم ، الان هم بيش از همه با آنها جلسه دارم .
رئيس مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه درباره بازداشت ها از زمان قبل از رياست مجلس اعلام نظر كرده است ، اظهارداشت : سال ?? كه آقايان اصغرزاده و صالح آبادي را بازداشت كردند، يك نفر معترض بود آن هم من بودم .
سال ??كه آقاي عبدي بازداشت شد، يك نفر در همدان حرف زد كه روزنامه سلام نوشت ،آن هم من بودم .
آن روز كه حوادث شهرداري پيش آمد بيش از همه من حرف زدم .
وي افزود: البته فحش آن را نيز شنيدم . ..آقاي خاتمي معتقدند، اگر اراده اي برتر و فصل الخطابي وجود نداشته واراده هاي متنوع و متفاوت افراد در درون يك اراده برتر جريان پيدانكند،حكومت و نظم اجتماعي تحقق پيدا نخواهد كرد.
وي افزود: ولايت و اختيارات فراوان لازمه استقرار حكومت است ، اما جاي تعجب دارد كه اگر اين ولايت و اختيارات ناشي از صرف قرارداد اجتماعي باشدپذيرفته شده و مترقي است ولي اگر ناشي از قرارداداجتماعي منتسب به وحي ومورد رضاي خدا باشد، داراي اشكال است .
كروبي با تأكيد براينكه نه بدون ولايت ، تحقق حكومت ميسر است و نه ولايت بدون اختيارات ، قابل تحقق است افزود: در ولايتي كه ما مي گوييم نوعي انتساب به خدا هم وجود دارد و اين ولايت درعين حالي كه جنبه بشري ، اجتماعي و سياسي دارد، يك جنبه شرعي و الهي هم پيدا مي كند.
وي اضافه كرد: امروز در كدام كشور، رهبران ، روساي جمهوري و مسئولان درجه يك نظام داراي اختيارات وسيع نيستند.
آيا دركشورهاي به اصطلاح پيروليبرال دموكراسي ، اختيارات يك رئيس جمهوري يا يك رئيس حكومت از اختيارات ولي فقيه ما كمتر است ؟كروبي تأكيد كرد:حتي در بعضي موارد شايد اختيارات گسترده تري هم وجودداشته باشد لذا اشكال به هيچوجه وارد نيست مگر اينكه كسي اصل حكومت راقبول نداشته باشد.
رئيس مجلس شوراي اسلامي با استناد به يكي ديگر از اظهارات رئيس جمهوري گفت :آقاي خاتمي بعد از انتخاب خود، در ?? خرداد در حرم امام (س ) مي گويدعزت و سربلندي ايران مديون رهبري داهيانه امام (س ) و رهبر معظم انقلاب اسلامي است .
با مقام عظماي ولايت و قواي سه گانه پيمان مي بندم ،اينهامسائلي است كه در چارچوب قانون اساسي است و بايد رعايت شود.
وي افزود: نبايد به صورتي عمل كنيم ، كه كاملا جنبه سياسي پيدا كرده وبا ايجاد تنش در جامعه مسائل و حوادث تلخ پديدار شود.
كروبي با بيان اينكه با جنجال سياسي و هياهو وجوسازي هيچ كاري درست نمي شود تأكيد كرد:بايد ضمن بيان نظرات و انتقادات شرايط جهان واوضاع كشور را نيز درك كرد.
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/820509/news/siasi.htm#top


مجلس هفتم

خاتمي گفت: در قانون فعلي انتخابات ، تا حدود زيادي مي توان حقوق مردم را تامين كرد و انتخابات مناسبي را كه رضايت مردم را جلب مي كند، تأمين كرد به شرط اينكه هيچ كس از چارچوب اين قانون تجاوز نكند.
رئيس جمهوري افزود: من نيز در حد امكان همه تلاش خود را بكار خواهم بست تادرچارچوب قانون فعلي با نگاه تأمين حقوق مردم ، انتخابات خوبي برگزارشود.
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/820709/news/siasi.htm

سخنگوي دولت: انتخابات غيرسالم را برگزار نمي كنيم - سه شنبه ? بهمن ????
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/821107/news/_siasi.htm

حجاريان پيش از اين گفته بود «خاتمي با برگزاري انتخابات مجلس هفتم ميخ آخر را بر تابوت اصلاحات كوبيد».
اما خاتمي ديروز به حجاريان و ديگر اعضاي حزب مشاركت گفت كه «شما تلاش كنيد ميخ از تابوت اصلاحات درآيد». به گفته اين منبع حجاريان نيز در پاسخ وي گفته است: «ميخ‌ها‌يي كه شما كوبيديد، ميخ طويله بود و به اين راحتي‌ها‌ در نمي‏آيد».
http://www.sharifnews.com/?12772

پيام رهبر معظم انقلاببه مناسبت برگزاري انتخابات مجلس هفتم:
ملت عزيز و سرافرازحضور ديروز شما در پاي صندقهاي رآ ي ، به معناي حقيقي، يك حماسه ي اسلامي و ملي بود پس از دو ماه جنگ رواني دشمن كه هدفي جز نوميد كردن ملت ايران و بيرنگ كردن انتخابات نداشت شما يك بار ديكر آگاهي و موقع شناسي خود را در محك آزمايش جهانيان نهاديد و عظمت اين ملت مؤمن و انقلابي را به رخ دشمنان خود كشيدند.مستكبران مداخله جو به خيال باطل خود ميخواستند جمهوري اسلامي ايران را از پشتوانه ي مردمي خود جدا قلمداد كنند،و شما خط بطلان بر اين پندار واهي كشيديد.در اين دو ماه همه ي نيروي دشمن مصروف اين طرح خباثت آميز شد و شما به حول و قوه ي الهي با متانت و هوشمندي آن را نقش بر آب كرديد ....انتخابات ديروز در محيطي كاملا آزاد و به شيوي كاملا سالم و قانوني انجام گرفت و نتيجه ي آن هر چه باشد در نهايت اعتبار است و قضاوت امريكائيهاي مستكبر و ياوه گو در باب اين انتخابات از نظر مردم و مسؤولان كشورمان پشيزي ارزش ندارد لازم مي دانم از همه دست اندركاران اجرا و نظارت و متصديان نظم و امنيت و نيز از رسانه ها به ويژه رسانه ملي تشكر كنم...توصيه اينجانب به جريانها و گروه ها و احزاب سياسي آن است كه بحث دل آزار برنده و بازنده را به كنار بگذارند و به اختلافات دشمن شاد كن دامن نزنند.

رئيس جمهور تداراکاتچي
برخي رئيس جمهور را تدارکاتچي مي خواهند
خاتمي درباره لايحه تبيين اختيارات رئيس جمهوري نيز گفت: با وجود اينكه حضرات، مسئوليت اجراي قانون اساسي را به صورت كامل پذيرفته اند، بر خلاف نظراتي كه قبلا مي گفتند كه مسئوليت فقط در حيطه قوه اجراست، قبول نكرده اند و متأسفانه با يك نوع برداشت - كه من مخالف اين برداشت نيستم - اينقدر آن را محدود كردند كه حتي در بعضي از جاها اختيار رئيس جمهوري از اختيار يك شهروند عادي نيز كمتر است و اين به هيچ وجه براي ما قابل قبول نيست.
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/820301/news/siasi.htm#s37710

خاتمي تأكيد نموده بود كه در حال حاضر مسؤوليت رئيس جمهوري حتي از يك شهروند عادي نيز كمتر است!
http://www.iran-newspaper.com/1382/820320/html/special.htm

ما در فكر اين بوديم كه اين مسؤوليت مهم اجراى قانون اساسى ، ضمانت اجرايى پيدا كند و متأسفانه اين لايحه موردتصويب قرار نگرفت . بنده آن را پس گرفتم . چرا؟ براى اينكه معتقدم ،حالا ضمانت اجرا ندارد اما مى توانيم بازخواست كنيم ، تذكر دهيم ، اخطار دهيم ، بپرسيم، خيلى از جاها اين كارها را انجام داده ايم. خيلى از جاها اثر كرده و يا اثر نكرده است اما معتقد بودم اگر اين اندازه حق هم از رئيس جمهورى گرفته مى شد، به حق رئيس جمهورى يك تداركاتچى است .يعنى فقط بودجه را تصويب كند و كارهايى نظير آن. " خاتمى توضيح داد : اگر پس نمى گرفتم ، تقريباً يقين داشتم كه حقوق و اختيارات فعلى هم از رئيس جمهورى گرفته مى شد و من روا نمى دانستم درحالى اين منصب را به ديگرى تحويل بدهم كه حق مسلم و شناخته شده او در قانون اساسى ، از او سلب شده باشد.
http://www.iran-newspaper.com/1383/830924/html/politic.htm

لوايح دوگانه

حضرت آيت الله خامنه اي در مورد اختلاف ديدگاه شوراي نگهبان و مجلس در مورد اين لوايح افزودند: مجلس ، دولت و شوراي نگهبان هر يك شأن قانوني دارند و هر لايحه اي كه مجلس و شوراي نگهبان هر دو تصويب كنند براي همه معتبر است و در مورد اختلاف نيز قانون اساسي راه حل آن را مشخص كرده است .
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/820223/news/siasi.htm

در باره لوايح دوگانه
سخنگوي دولت در مورد علت پس گرفتن دولايحه توسط رئيس جمهور از مجلس گفت: همانگونه كه رئيس جمهور در نامه اخير خود نوشتند بر اين باور بودند كه بايد براي احقاق حق مردم و برگزاري يك انتخابات رقابتي آزاد و عادلانه نيازمند اصلاح قانون انتخابات و براي دفاع از حقوق شهروندي مردم در حوزه اختيارات رئيس جمهوري بايد مطابق قانون تغييراتي در قانون اختيارات ايجاد شود ولي به دليل موانعي كه پيش آمد و همانطور كه رئيس جمهور اعلام كردند با خوف از اينكه ممكن است در آينده همين اندك اختيارات رئيس جمهوري نيز مورد خدشه واقع شود دو لايحه را پس گرفتند.
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1383/830127/news/siasi.htm#s19584

دانشجويان و کميته‌ي انضباطي
کميته‌ي انضباطي:

مسوولان دانشگاه با كشاندن بچه ها به كميته انضباطي آنان را از پيگيري خواسته هايشان باز مي دارند.
http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1383/831001/Irshahr/darsh.htm

صدور حكم اخراج يك دانشجو از سوي كميته انضباطي دانشگاه شهيد بهشتي
http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1382/820719/daneshjo/danjoo02.htm

صدور حكم انضباطي براي ?? نفر از دانشجويان دانشگاه علم و صنعت
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1383/830819/news/iran.htm

? دانشجوي دانشگاه علم و صنعت كه پس از حوادث اخير اين دانشگاه به ? ترم محروميت از تحصيل محكوم شده اند، خواستار تجديدنظر كميته انضباطي درباره احكامشان شدند.يك منبع آگاه گفت: ? نفر دانشجويي كه با راي كميته انضباطي دانشگاه علم و صنعت به دو ترم تعليق از تحصيل محكوم شده اند لايحه دفاعي را تقديم اين كميته كرده و خواستار تجديدنظر در احكام خود شده اند.به گفته وي تا ?? روز آينده جلسه تجديدنظر درخصوص اين احكام تشكيل خواهد شد.
http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1383/830825/news/siasi.htm

تذكر ??? نماينده مجلس به رئيس جمهور درباره برخورد كميته هاي انضباطي با دانشجويان
http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1381/811219/news/siasi.htm

ظريفيان در پاسخ به اين پرسش كه «هم اكنون چه تعداد دانشجو، در بازداشت بسر مي برند» گفت: بجز يكي دو نفر، هيچ دانشجوي زنداني نداريم. وي ضمن تأكيد بر ضرورت حفظ حرمت دانشجو و دانشگاه گفت: در برخي موارد، بدون ارائه حكم توسط مأموران و بعضا با زدن اسپري به چشمهاي دانشجويان، آنان را دستگير كرده اند. اين همان زخمهاي فرهنگي است كه بر روح و روان دانشجو خواهد ماند.
معاون وزير علوم درباره بررسي هاي كميته انضباطي دانشگاهها خاطرنشان كرد: در يك بخش بسيار اندك و در حد دو تا سه مورد خلاف، مشخص شد و متخلفين به يك ترم تعليق و توبيخ همراه با درج در پرونده محكوم شدند.
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1381/811218/news/siasi.htm#s9920

احضار فعالان جنبش دانشجويي به كميته هاي انضباطي دانشگاه ها و حتي دادگاه ها جزو اخباري است كه معمولاً در محافل سياسي و دانشگاهي به گوش مي رسند. كمتر انجمن اسلامي را مي توان سراغ گرفت كه عضوي از اعضاي كنوني يا سابق آن تجربه احضار، محروميت تحصيلي يا جرايم نقدي را نداشته باشد. با اين حال، طي دو هفته اخير فعالان سياسي دانشجو با تجربه اي جديد مواجه شده اند
http://www.hamshahrionline.ir/newspaper-arch/vijenam/javan/1382/820219/danesh.htm

سه تن از فعالان دانشجويي دانشگاه يزد كه جزو امضاكنندگان نامه به رئيس دفتر فرهنگ اين دانشگاه بودند، نيز به اين كميته احضار شدند.
احكام انضباطي هشت تن از دانشجويان دانشگاه لرستان كه به علت انتشار شب نامه درباره مسائل اجتماعي و سياسي به كميته انضباطي احضار شده بودند، نيز صادر شد.
اما براساس اخبار سال گذشته، حكم انضباطي براي يك دانشجوي بوعلي سينا، حكم كميته انضباطي براي سه دانشجو در دانشگاه خواجه نصير بدون حضور نماينده دانشجويان صادر شد.
?? حكم انضباطي براي دانشجويان دانشگاه اروميه طي حوادث خرداد ماه و ?? دانشجوي دانشگاه اصفهان از ديگر موارد كميته انضباطي در سال ???? بود.
? دانشجوي دانشگاه بوعلي سيناي همدان نيز در كميته انضباطي يك ترم از تحصيل محروم شدند. همچنين براي هفت دانشجوي دانشگاه فردوسي مشهد كه به علت شكايت برخي شاكيان خصوصي در جريان بر هم خوردن انتخابات شوراي مركزي انجمن اسلامي در كميته انضباطي احضار شده بودند، حكم انضباطي صادر شد.
كميته انضباطي دانشگاه تبريز نيز حكم توبيخ كتبي ? دانشجو را كه در حوادث ?? خرداد دانشگاه دستگير شده بودند، صادر كرد.
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1383/830129/daneshjo/danjoo03.htm

بستن فله‌اي مطبوعات
خاتمي افزود: «به صراحت بگويم رهبر انقلاب اسلامي طرفدار اصلاح و موافق آزادي، تنوع و تکثر هستند».
رئيس جمهوري گفت: "سبقه فرهنگي شخصيت مقام رهبري موقعيت مغتنمي است براي اصحاب فکر، فرهنگ، قلم و بيان تا با تفاهم بيشتر بنوانند از آن بهره گيرند و با رهبرشان ارتباط دو سويه برقرار کنند».
رئيس قو? مجريه، آزادي، تنوع، تکثر،حق بيان،حق نظارت جامعه بر دولت و حکومت را از دست آوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي دانست و گفت: «آزادي، تبادل نظر و نقد، بحث و گفت و گو و تنوع و تکثر بايد باشد و مواجهه با مطبوعات و ديگران بايد از طريق قانون و ضوابط مبنا باشد و کار خلاف قانون صورت نگيرد».
http://www.newsecularism.com/2009/01/27-Tuesday/012709-Mohammad-Khatami-1379.htm

عطاالله مهاجراني و وزارت ارشاد
«... عطاالله مهاجراني معاونت حقوقي ـ پارلماني وقت رياست جمهوري براي نخستين بار در مصاحبه با روزنامه ايران نيوز پيشنهاد تغيير قانون اساسي به منظور امكان مجدد كانديداتوري هاشمي رفسنجاني جهت تصاحب دوره سوم رياست جمهوريش را مطرح كرد و از آن مقطع اين پيشنهاد وارد عرصه چانه زنيهاي سياسي محافل قدرت در ايران شد . نكته حائز اهميت در عرصه مجادلات كلامي و نوشتاريِ طرح ابقاي هاشمي ، سكوت توأم با رضايت شخص هاشمي در خصوص اين پيشنهاد (تغيير قانون اساسي) تا قبل از اظهار نظر مستقيم رهبر انقلاب بود و بلافاصله پس از مخالفت صريح رهبري انقلاب ، هاشمي نيز سكوت خود را شكست و علي الظاهر با اين پيشنهاد به مخالفت پرداخت» (2)
http://www.geocities.com/dariushsajjadi/farsimaterial/zolmzodaeitarikh.html

تغيير قانون اساسي و پيامدهاي آن
http://www.scribd.com/doc/2445701/KarKargar

ناطق نوري:مبناي استيضاح آقاي مهاجراني همان تذكرات رهبري بود و توجيهي كه نمايندگان براي استيضاح مهاجراني داشتند، حرف‌هاي آقا ـ مقام معظم رهبري ـ بود. ايشان چه در شوراي انقلاب فرهنگي و چه در دولت ـ تصريح كرده و به خودش خطاب كرده بودند؛‌ هم چنين به رييس دولت نيز گفته بودند. نمايندگان هم بر مبناي فرمايشات رهبري و اشكالات فراوان در حوزه‌هاي فرهنگي و مديريتي آقاي مهاجراني‌،‌ استيضاح را امضا و در مجلس مطرح كردند... بعضي از چپ‌هاي ارزشي به دفاع از مهاجراني سخنراني و حمايت كردند كه براي من مايه ي تعجب بود، كسي كه خط امامي و ارزشي بود يك دفعه به دفاع از آقاي مهاجراني صحبت كرد. خود آقاي مهاجراني هم خوب صحبت مي‌كرد. بالاخره يك عده هم ممتنع رأي دادند و آقاي مهاجراني رأي آورد.(ناطق نوري)
http://shahabnews.ir/vdci.za3ct1arwbc2t.html

ازوبلاگ مهاجراني:اصلا اين آقاي مهاجراني را من [خامنه اي] خودم به آقاي خاتمي معرفي کردم! ايشان يکي از آقايان علما را معرفي کرده بودند!" آقاي خاتمي دستپاچه شد و گفت:" ايشان هم از علما هستند!" اقاي خامنه اي فرمودند:" نه خير! شما اين آقاي موسوي لاري را معرفي کرده بوديد!"من [مهاجراني]هم مات و سرگشته بودم و به قول سعدي:" دودم به سر برآمد زين آتش نهاني". از همان ماه نخست کارم که جناب آقاي حجازي از دفتر رهبري به خانه مان تلفن کردند و گفتند؛ نظر مقام معظم رهبري اين است که بورقاني بر کنار شود. گفتم الان که ساعت يازده شب است. روز شنبه با رهبري ملاقات دارم با ايشان صحبت مي کنم. صحبت کردم و آقاي بورقاني ماندند تا برهه اي ديگر
http://mohajerani.maktuob.net/archives/2008/11/26/1132.php

فلسطين
Khatami’s record on terrorism is no better. Only days after assumingpower, Khatami welcomed the families of “martyred” Lebanese guerrilla fightersin Tehran, and called Israel “the greatest manifestation of internationalterrorism.”20 Three days later, five people were killed and 181 wounded in threesuicide bombings on the Ben-Yehuda pedestrian mall in Jerusalem.
Under his leadership, the Islamic Republicsubsidizes these groups at the rate of around $100 million per year. This moneyis appropriated as a line item of the budget sent by Mr. Khatami to the Majlis

http://www.watsoninstitute.org/bjwa/archive/9.2/Iran/Timmerman.pdf

رابطه با آمريکا
براي درک تاثير حادثه‌ي الخبر بر سياست خارجي ايران کافيست تا دو اظهار نظر کلينتون و مالدين آلبرايت را قبل و بعد از خاتمي باهم مقايسه نماييم:

کلينتون بلافاصله پس از حمله‌ي الخبر اظهار داشت:بزدلاني که مرتکب اين جنايت شده‌اند نبايستي بدون تنبيه بمانند. بگذاريد دوباره بگويم ما اين مسئله را پيگيري خواهيم کرد آمريکا از اموالمان مراقبت مي‌کند.
مالدين آلبرايت 1998: صحبت کردن کردن علني درباره‌ي مظنون بودن به ايران بخاطر دست داشتن‌اش در بمب‌گذاري الخبر را متوقف کنيد.
زمانيکه که لوئيس فري[25]رئيس پليس فدرال امريكا به سندي برگر(مشاور امنيت ملي) گفت که براي تعقيب چندين مظنون شواهدي در دست است، برگر پرسيد:کس ديگري از اين مسئله خبر دارد؟[26]

اميراحمدي گفت: ده سال بود که به ايران نيامده بودم. آخرين بار تابستان سال 1997 بود که به ايران آمدم و سال بعد از آن که مي خواستم به ايران بيايم، اتفاقات کوي دانشگاه تهران رخ داد و متاسفانه برخي مطبوعات در ايران آن ماجرا را به من ربط دادند و بعد از آن هم به واسطه طرح بحث جامعه مدني توسط من، اصلاح طلبان را مرتبط با من خواندند؛ بنابراين امکان آمدن دوباره من به ايران سلب شد.
ايران آمريکا:
Iran’s suspected involvement in the bombing of the Al-Khobar barracks
in Dhahran, Saudi Arabia in June 1996, in which 19 U.S servicemen were killed,
prompted D’Amato to revive his legislation. His new bill, which ultimately passed
and was signed into law by President Clinton in August 1996, imposed a
secondary boycott on foreign companies who invested $40 million or more in
the oil and gas industries of Iran and Libya. Known as the Iran Libya Sanctions
Act, ILSA became the backbone of U.S. policy toward Iran, and the object of
repeated attacks by pro-Tehran lobbyists and journalists.
Among the most vocal pro-Tehran lobbyists was a former Iranian
Communist Party militant, Hoosang Amirahmadi. Using his base as a teacher
of urban studies at Rutgers University, Amirahmadi convinced CONOCO and
other U.S. oil companies to fund a series of organizations that lobbied
unsuccessfully against ILSA. Along with Gary Sick at Columbia University, he
invited Iranian Foreign Minister Ali Akbar Velayati, who responded to the
sanctions by claiming the United States had “gone insane,” 14 to a forum at
Columbia on 26 September 1996… Revolutionary Guards Commander Mohsen Rezai warned on 24 September 1996
that if the United States “continues its plots against the Islamic Republic, we
will strike against the U.S. in the region with all conventional and unconventional
means. We will not observe any type of law or moderation in our operations
against the Americans in the region.”
http://www.watsoninstitute.org/bjwa/archive/9.2/Iran/Timmerman.pdf

"کنت پولاک" يکي از مسئولان مهم شوراي امنيت آمريکا در دوره کلينتون و يکي از طرفداران کنوني کنارآمدن با رژيم ايران ميگويد:
«درسال 99 و 2000 خيلي سخت تلاش کرديم که يک معامله بزرگ با رژيم ايران انجام دهيم. ما 12 ژست و اقدام حسن نيت را بطور يکطرفه براي آنان انجام داديم تا نشان دهيم که واقعا جدي هستيم و آمادگي داريم تا در صورتي که تهران بخواهد حاضريم امتيازات بسيار بيشتري بدهيم و تا انتهاي راه نير براي نزديکي با ايران پيش برويم ولي رژيم ايران نمي خواست.»
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=11952
سخنراني آلبرايت روندي بود که بيش از يک ماه پيش از اين و در پشت پرده براي برگزاري اين نشست در جريان بود.
برنامه اين نشست از 7 هفته قبل هماهنگ شده بود و مطابق آن قرار بود بعد از سخنراني آلبرايت، در پانل بعدازظهر آقاي هادي نژادحسينيان بنمايندگي از جانب جمهوري اسلامي ايران به استقبال گشاده روئي آمريکائيان رفته و پاسخ مناسب را به ايشان بدهد.
اين نکته از آنجهت حائز اهميت است که متن سخنراني خانم آلبرايت از يک ماه قبل ميان دو کشور ايران و آمريکا رد و بدل شده بود و بر روي بند بند آن تشريک مساعي و تفاهمات لازم صورت گرفته بود. […] به همين دليل هم نماينده ايران براي نخستين بار از مرکز مجوز لازم را داشت تا در اجلاس مزبور حضور به هم رسانده و مواضع مطلوب ايران را اتخاذ نمايد.
اما يک نکته مبهم در اين ميان وجود داشت و آن اينکه علي رغم استقبال ايران و حضور هادي نژادحسينيان در اجلاس واشنگتن که بمعناي تائيد حضور وي توسط رهبري جمهوري اسلامي با عطف توجه به محتواي آشتي جويانه سخنان آلبرايت بود اما بلافاصله در فرداي اين اجلاس آيت الله خامنه اي طي سخنراني خود در اصفهان بشدت به آمريکا تاخته و سخنان آلبرايت را بدون اهميت عنوان کرد.
طبعاً از آنجا که متن سخنراني آلبرايت پيشتر به رؤيت مقامات ايران رسانده شده بود اين بي معني بود که آيت الله خامنه اي از سوئي مجوز شرکت نژادحسينيان در اجلاس واشنگتن را بدهد و از سوئي ديگر بلافاصله بعد از اظهارات آشتي جويانه وزير خارجه آمريکا با بياناتي تند و پرخاشگرانه به آلبرايت پاسخ دهد!
پاسخ به اين ابهام را بايد در پاراگراف بيستم از نطق مکتوب آلبرايت يافت آنجا که بعد از استقبال از روند دمکراسي موجود در ايران ضمن اشاره اي گذرا به قتلهاي زنجيره اي پائيز 1377 با تاکيد بر ترور حجاريان انگشت اتهام خود را سياستمدارانه متوجه رهبري جمهوري اسلامي ايران مي کند و مي گويد:
«همين هفته گذشته يک روزنامه نگار برجسته (سعيد حجاريان) که مشاور آقاي خاتمي است در جريان يک ترور بشدت مجروح شد. جريانات متعددي در ايران همانند هر جامعه متنوع در حال حرکت هستند، بعضي از اين جريانات کشور را رو به جلو و بقيه از اين حرکت جلوگيري مي کنند.علي رغم روند دموکراسي، کنترل ارتش، قوه قضائيه، دادگاه ها و پليس در دست افراد غير منتخب باقي مانده و در اصول سياست خارجي که در مورد آن بيشترين نگراني را داريم بهبودي حاصل نشده است»

اين پاراگرافي بود که در تمامي نسخه هاي سخنراني آلبرايت که پيش از اين در کريدور مشترک دو کشور رد و بدل شده بود وجود نداشت و ظاهراً کمتر از 24 ساعت قبل از اجراي کنفرانس در آخرين لحظه ها و با فشار لابي صهيونيسم، آلبرايت مجبور به اضافه کردن آن در متن نطق خود بدون اطلاع طرفهاي ايراني شده بود.آلبرايت بعدها جزئيات اين فشار و اضافه کردن اين پاراگراف را در يک گفتگو خصوصي با […] يکي از اعضاي شوراي امريکائيان ـ ايرانيان (AIC) فاش ساخت. پاراگرافي که علي رغم خوشبيني تحليلگران سياسي مبني بر آب شدن يخهاي موجود ميان دو کشور بعد از سخنان آلبرايت، منجر به مواضع سختگيرانه و قابل انتظار آيت الله خامنه اي شد . اين در حاليست که بيل کلينتون رئيس جمهور وقت ايالات متحده بعد از اتمام دوره رياست جمهوريش طي نشستي خصوصي در يک کشتي تفريحي با […] يکي از اعضاء شوراي آمريکائيان ـ ايرانيان (AIC) صريحاً اعلام کرد که «ما براي بهبود مناسبات با ايران عزمي جدي داشتيم»
http://www.sokhan.info/Farsi/Peechak.htm

هشدار مقام معظم رهبري درباره ترويج تسليم طلبي در برابر آمريكا:
ايشان باانتقاد ازكساني كه اين روزها درمورد از دست ندادن فرصت سخن مي گويند،افزودند: آيا تسليم شدن دربرابر دشمن ، از دست ندادن فرصت است ؟رهبر معظم انقلاب اسلامي تاكيدكردند: كساني كه در بخشهاي مختلف جامعه از جمله مطبوعات موثرند، هنگامي كه سخن از تسليم مي گويند در واقع از لزوم تسليم كشور و مسلط شدن دشمن بر ايران سخن مي گويند اما مگر كسي حق دارد و يا مي تواند كشور را تسليم دشمن كند؟
http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/820223/news/siasi.htm

مرور تيتر وار دوران اصلاحات
1)قتل‌هاي زنجيره‌اي 2) کنفرانس برلين 3) بازداشت اکبر گنجي، محسن سازگارا، علي افشاري و... 4)آتش سوزي در راه آهن نيشابور 5)لغوو قراردادهاي تاو و ترکسل زير فشار سپاه 6)رشد نقدينگي بطور متوسط 25 درصد 7)سرکوب تحصن معلمين در 83 8) انحلال شوراي شهر اول توسط وزارت کشور خاتمي 9) عدم عبور خط لوله‌ي باکو- جيحان بخاطر فشارهاي آمريکا 10) رو شدن پرونده‌ي مخفي هسته‌اي ايران و قرار گرفتن کشور در آستانه‌ي جنگ( طبق گفته‌هاي حسن روحاني) 11) قرار گرفتن در محور شرارت 12) قايم شدن خاتمي در توالت سازمان ملل 13)حمايت از حماس و حزب الله و... 14)شکسته شدن تعليق در دوران خاتمي و...

نتیجه گیری

بعد از گذشت 30 سال هنوز عده‌اي اعتقاد دارند که رژيم اصلاح پذير است. شکست دوم خرداد را نتيجه تحريم انتخابات 3 تير مي دانند. خواسته و خط قرمز مشخصي ندارند و در هر دوره بدنبال کسي مي‌گردند که نماد وضع موجود باشد تا با او به مخالفت برخيزند. مي‌توانند از نوري به خاتمي،‌از خاتمي به موسوي و حتي از موسوي به احمدي نژاد برسند. تنها کافيست که کانديداي مورد نظر شعار تازه‌اي اختراع بکند. براي بر و بچه‌ها اهميتي ندارد که اين شعارها تا چه حد عملي هستند. شگفتا که در دوره‌ي 7ام مشکل بر سر راي نياوردن ناطق بود،در مجلس ششم بيرون کردن رفسنجاني و کارگزاران از مجلس- اما در دوره‌ي فعلي همانها حامي اصلاح‌طلبان شده‌اند.
در دروه‌ي فعلي نيز کانديداهاي اصلاح‌طلب (بخصوص کروبي) تنها از فعاليت در چهارچوب قانون اساسي حمايت مي‌کنند وهرگز اجازه نخواهند داد که اسلاميت نظام به خطر بيافتد. سؤالي که در اينجا پيش مي‌آيد اين است که اگر قرار بر فعاليت در چهارچوب فعلي است، ديگر اصلاحات به چه معناست؟ کداميک از اقدامات رهبر در اين 30 ساله برخلاف قانون اساسي بوده است؟ بنظر مي‌رسد که آقاي کروبي قانون فعلي را با قانون مشروطه عوضي گرفته‌اند. تکليف بهبود وضعيت اقتصادي را هم که با طرح خود مشخص کرده اند. شايد تنها در کشورهايي مانند ايران است که دادن پول نقد به مردم، تحسين روشنفکران را برمي‌انگيزد.
با وجود گذشت 100 سال از مشروطه و تجربه‌ي بيش از 30 انتخابات در ج.ا.، کارنامه‌ي کانديداها براي عده‌‌ي قابل توجهي از مردم کوچکترين اهميتي ندارد. عجبا که حتي بعضي مرور سابقه را تخريب مي دادند. شايد وحشت از روبرو شدن با اين واقعيت که - در اين قبر خالي مرده‌اي وجود ندارد- وادارشان مي‌کند تا لذت ناشي از بي‌خبري را به درد با خبري ترجيح بدهند. شايد حقيقت به اندازه اي تلخ است که آدم را وادار مي‌کند تا با مکانيسم دفاعي انکار حقيقت و فرار از واقعيت، با ماجرا روبرو گردد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]
http://zamaaneh.com/idea/2009/02/post_483.html
تغييرات ظاهري جوانان و ميزان حضور زنان در دانشگاه‌ها و اجتماع، قابل مقايسه با کشورهاي اسلامي همسايه نيست(بجز ترکيه‌ي لائيک). همچنين گرايش به مفاهيمي چون دموکراسي و حقوق بشر که خود را در دوم خرداد نشان داد.
عقب نشيني حکومت از لايحه‌ي خانواده، رشد سن قانوني ازدواج براي دختران، مشکلات جدي حکومت در جاري کردن احکام شريعت( از قبيل سنگسار، قطع دست و پا، اعدام زير 18 سال)، ناتواني در جمع کردن ديش‌هاي ماهواره، جلوگيري از ترانه‌هاي لس‌آنجلسي و غربي و...
[3]
بطور خلاصه مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
ارزان شدن تجهيزات ماهواره‌اي و آسانتر شدن نحوه‌ي استفاده از آن‌.استفاده‌ي گسترده‌ي حوزه‌هاي علميه و نيروهاي ارزشي از اينترنت، گسترش روزافزون دولت و بانکداري الکترونيکي، محتاج بودن صنايع نظامي و غيرنظامي به کسب اطلاعات از جديدترين تحولات رخ داده در دنياي علم، تبادل علمي دانشگاه‌ها و دسترسي به مقالات توسط دانشجويان و اساتيد ، درآمد هنگفت شرکت مخابرات از اينترنت، اشتغال زايي قابل توجه اين تکنولوژي و پر رونق شدن کسب و کار برادران فيلترينگ
[4]
براي فهميدن نقش اطلاع‌رساني آزاد، فشار افکار عمومي و فشارهاي بين‌المللي مي‌توان به پرونده‌ي آغاجري، دانشجويان اعدامي کوي، آزادي رکسانا صابري، فرج سرکوهي، اکبر گنجي، محسن سازگارا، قتل‌هاي زنجيره‌اي و... اشاره کرد.
[5]
ناطق نوري بعنوان نمونه‌اي از سياستمداران ايراني از يک طرف بدنبال ارتباط با غرب است و از طرف ديگر سياست‌هاي خارجي احمدي نژاد را تاييد مي‌کند:
"دستاوردهاي اين سياست فعال دولت نهم چه بوده است؟" ناطق نوري در پاسخ به اين سوال گفت: همين اندازه که آنها قبلا مي آمدند و از ما در خصوص زنداني هاي سياسي و وضعيت زندانها و حقوق زنان بهانه واهي مي گرفتند ولي اين ادعاها را در سال هاي اخير مطرح نمي کنند، اين خودش يک دستاورد است.
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/01/082804.php
دهم آوريل ????، دادگاه پروندهء ميکونوس در شهر برلين، که نزديک چهارسال به درازا کشيده بود، سرانجام رأي نهايي خود را صادر کرد. رسيدگي به پروندهء کشتار کافه ميکونوس در سال ????، که در آن چهار تن از رهبران کُرد توسط مأموران حکومت ايران با ضرب گلوله به قتل رسيده بودند، سروصداي زيادي به پا کرد و در روابط ميان ايران و آلمان بحراني را باعث شد. طبق رأي دادگاه، مقام رهبري علي خامنه اي، رئيس جمهور وقت علي اکبر هاشمي رفسنجاني، و وزير امورخارجهء وقت علي ولايتي مجرم شناخته شدند. مدتي قبل از آن نيز حکم دستگيري علي فلاحيان وزير اطلاعات وقت صادر شده بود... رأي دادگاه ميکونوس باعث شد که اکثر کشورهاي عضو اتحاديهء اروپا به مدت چند هفته سفراي خود را از تهران فرابخوانند. انزواي ديپلماتيک ايران و بدنامي هاشمي رفسنجاني، کمک کرد که در انتخابات رياست جمهوري در ايران، نامزد گمنامي به نام محمد خاتمي بتواند اعتماد اکثريت را به دست آورد و از هاشمي جلو بزند.
http://www.nilgoon.org/articles/Kalantari/Kalantari_April10_2007.html
عباس عبدي:آنها يكسان‌سازي نرخ ارز را نقطه عطفي در حركت خود نامگذاري كردند در حالي که طبق برنامه قرار بود در پايان برنامه اول، تورم تك‌رقمي بشود. اما اندکي پس از پايان برنامه اول، نرخ تورم به 50 درصد رسيد كه در يكصد سال گذشته تاريخ ايران بي‌سابقه بود و فقط زمان حمله متفقين به ايران نرخ تورم به 80 درصد رسيده بود كه البته در سالهاي بعد جنگ دوم تا حدودي هم تورم منفي گرديد و آن تورم تا حدي جبران شد. انتقادهاي من ناظر به اين اتفاقات بود و معتقد بوديم كه به اسم برنامه، بي‌برنامگي رواج پيدا كرده است. ضمنا من معتقد بودم كه در آن زمان نوعي شلختگي سياسي و اقتصادي را هم رواج مي‌دهند.
**يعني درك شما از عملكرد آقاي هاشمي و دولت او در سال‌هاي بعد هيچگاه تغيير نكرد؟
--تا حالا که نه، نگاه من فرقي نكرد. شما ببينيد كه فروش كارخانه‌ها و خصوصي‌سازي به چه شكلي صورت گرفت. اسم آن را خصوصي‌سازي گذاشتند در حالي كه به واقع اختصاصي‌سازي بود. شلختگي سياسي- اقتصادي در آن دوران اتفاقي نبود كه نظرم نسبت به آن، بعدا تغيير پيدا كند.
http://www.ayande.ir/1387/11/post_704.html
به نوشته رسانه هاي فرانسوي، شرکت نفتي توتال، با هدف تضمين پيروزي درمناقصه قرارداد توسعه ميدان گازي پارس جنوبي، مبالغي را در سال ???? ميلادي به مقام هاي ايراني پرداخت کرده است. ...منابع نزديک به اين پرونده به خبرگزاري فرانسه اعلام داشته اند که درطول بازجوئي هاي مقدماتي، نام هاشمي رفسنجاني ها، پدر و پسر، به عنوان «شرکاي احتمالي رشوه خواري» در امضاي قرارداد پارس جنوبي و توتال به ميان آمده است. همين منابع اشاره کرده اند که ?? ميليون يورو از کل مبلغ پرداختي که ?? ميليون يورو اعلام شده بود، از طريق دبي، به خانواده ي رفسنجاني ها ارسال شده است. اين مبلغ در گزارش خبرگزاري هاي معتبر ديگر، دهها ميليون دلار ذکر شده است.
http://www.radiofarda.com/content/f2_Total_Rafsanjani/384434.html
پليس اقتصادي در تحقيقات خود کشف نموده است که مضمون اين قرارداد ، بر خلاف ادعا و اظهارات مسئولين شرکت استات اويل، نه مشاوره در زمينه هاي حقوقي و بازاريابي در ايران، بلکه بطور مشخص، استات اويل مبلغ 35 ميليون کرون(15 ميليون دلار) رشوه را به عباس يزدي و مهدي هاشمي پرداخت نموده است که موفق به عقد اين قرارداد با وزارت نفت ايران شود. به همين دليل است که پليس نروژ، پاي آقاي ريچارد هوبارد رئيس امور بين المللي شرکت دولتي نفت و گاز نروژ را نيز بطور فردي بميان آورده و وي را به پرداخت مبلغ 200 هزار کرون نروژ جريمه نقدي محکوم نموده است.
http://www.peiknet.com/1383/page/dozd104tir.htm
http://www.radiofarda.com/content/article/289657.html
[9]
روايت مسعود کوشان از توطئه‌ي کشتن نويسندگان
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/farhang/more/2493
بقيه قسمتها
[10]
نکته‌ي تاسف‌بار اينجاست که در دوره‌ي قبل روشنفکران اين مملکت پشت کسي جمع شدند که سوابق درخشانش پشت هرکسي را مي‌لرزاند. نکته‌ي جالب اينجاست که در اين دوره به مانند دوره‌ي قبل کانديدايي مورد اقبال روشنفکران کسي است که هم کارنامه‌ي سياه‌تري دارد و هم توان مالي و تبليغاتي بيشتري دارد. با معيار بد و بدتر، کم توجهي به شيخ مهدي کروبي غير منطقي است.
[10.1]
حسن روحاني:در زمان كلينتون، سياست مهار دوگانه به تصويب رسيد که عليه ايران و عراق بود. در سياست مهار دوگانه چند موضوع پيگيري مي‌شد. اين سياست در سال 1993 يا 1372 طراحي شد. شش هدف در اين برنامه نسبت به ايران پيگيري مي‌شد.
اول، اعمال تحريم اقتصادي؛ که به دنبال اين بودند كه از طريق آمريكا و كشورهاي متحد و دوست آمريكا فشار اقتصادي عليه ج.ا.ا. طراحي و عمل شود. در آمريكا از شخص كلينتون آغاز شد در ماجراي "كونوكو" كه با فرمان رئيس جمهوري آمريكا اين قرارداد لغو شد و به دنبالش كنگره وارد عمل شد و طرح معروف "داماتو" را تصويب کرد تا فشار عليه ج.ا.ا. در بخش اقتصادي بويژه انرژي انجام شود و هيچ كشور و دولتي نتواند در زمينه نفت و گاز در ايران سرمايه‌گذاري كند.
دوم جلوگيري از وام و اعتبارات خارجي بود. و شما مي‌دانيد كه فشار وام و اعتبار خارجي مشكلاتي را هم در سالهاي بعد براي ما بوجود آورد. و حتي كشورهايي مثل ژاپن و اروپايي‌ها كه مي‌خواستند اعتباراتي را در اختيار ما قرار بدهند، آمريكاييها به شدت جلوي آنها را مي‌گرفتند.
سوم جلوگيري از دسترسي ايران به تكنولوژي‌هاي حساس و فناوريهاي پيشرفته بود.
چهارم جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح مدرن و تقويت بنيه دفاعي بود.
پنجم، جلوگيري از استفاده ايران از انرژي هسته‌اي حتي انرژي صلح‌آميز بود. شما مي‌دانيد كه در هر ملاقاتي كه مقامات روسيه در زمان كلينتون با روسيه داشتند، يكي از موضوعات اساسي موضوع نيروگاه بوشهر بود و اين را به صورت علني هم اظهار مي‌كردند. در زمينه تسليحات هم به روسيه فشار مي‌آوردند كه توافق معروف «گور- چرنومردين» كه بين نخست وزير روسيه و معاون اول رئيس جمهور آمريكا انجام شد، ارسال هرگونه تسليحات پيشرفته را به ايران ممنوع مي‌کرد.
ششم جنگ رواني و تبليغاتي عليه ج.ا.ا بود.
اين شش محور كه در سياست مهار دوگانه طراحي شده بود، همه آنها را اجرا كردند...
البرايت وزير خارجه آمريكا گفت: همه فشار ما به بانك جهاني اين است كه هيچگونه وامي در اختيار ج.ا.ا. گذاشته نشود. اظهارات وارن كريستوفر را به ياد داريد كه چه اظهارات تندي عليه ايران ايراد مي‌كرد و هميشه در سخنراني‌هاي خود مي‌گفت كه ايران به دنبال سلاح‌هاي كشتار جمعي است.
در بحث انرژي اظهاراتي كه از طرف مقامات آمريكايي انجام مي‌گرفت؛ داماتو قبل از اينكه طرح خود را عليه ايران مطرح كند مي‌گويد، نفت و گاز رگ حياتي ايران است و ما بايد اين رگ حياتي را قطع كنيم.
در زمينه جنگ رواني و تبليغاتي هم شما مي‌دانيد كه در اين جنگ محور آمريكا عليه ايران بحث سلاحهاي كشتار جمعي، تروريزم و حقوق بشر بود كه همواره مطرح مي‌كرد.
http://www.irec.ir/Contents.aspx?p=1f49ef9c-28b5-4a00-848b-f4ff73d9322d
[10.2]
http://en.wikipedia.org/wiki/1996_world_oil_market_chronology
[10.3]در سال 1995 ، رفسنجاني قراردادي يك ميلياردي ميان ايران و شركت كونوكو هيوستون به امضا رساند كه اجازه مي داد شركتهاي امريكايي به مشاركت در ميادين نفتي ايران روي آورند. در آن زمان، رفسنجاني ادعا كرد كه با اين كار، انتقاد افكار عمومي ايران و روحانيون را -كه ترجيح مي دادند با امريكا معامله تجاري نداشته باشند -به جان خريده است.
اما نكته جالب اين بود كه نارضايتي ايرانيان به شكست اين معامله منجر نشد، بلكه خشم بيل كلينتون رئيس جمهور وقت امريكا بود كه به تحريم فعاليت تجاري شركتهاي امريكايي با ايران انجاميد. كلينتون در آن زمان تاكيد كرد حمايت از تروريسم و تلاش براي دستيابي به سلاح هاي كشتار جمعي، علت اين تصميم بوده اند اما هنوز هم اين دو مسئله، موانع برقراري روابط ايران و امريكاست.
http://www.aftabnews.ir/vdci.qawct1avvbc2t.html
Iran-Conoco Affair

Iran-Conoco Affair
دادستان کل آرژانتين: هاشمي رفسنجاني دستور بمبگذاري 1994 را صادر کرده است
صداي آمريکا
[12]
در ?? ژوئن سال ???? ميلادي (???? خورشيدي) بر اثر ‏انفجار يک کاميون بمب گذاري شده در پايگاه نيروهاي آمريکايي در شهر خَُبَر عربستان، ?? سرباز آمريکايي کشته و حدود ‏‏??? تن زخمي شدند. در ابتدا اف بي آي ايران را مسئول اين بمب گذاري دانست اما ويليام پري، وزير دفاع آمريکا در زمان بيل کلينتون در سال ???? اعلام کرد به اين نتيجه رسيده‌اند که بمب گذاري کار القاعده بوده و نه ايران
دانشنامه‌ي آزاد ويکي‌پديا
Freeh named Iranian government officials who organized the attack, provided funds, and assisted in the logistics of preparing the bomb.
"My own conclusion was that the [Khobar Towers] attack was planned, funded and sponsored by the senior leadership of the Government of Iran," he said. "All the training and the funding was done by the IRGC with support from senior leaders of the Government of Iran."
But Judge Robinson found that evidence from the former FBI Director uncompelling.
http://archive.newsmax.com/archives/articles/2006/6/8/213400.shtml
[13]
در آن دوره مقام هاي آمريکايي عوامل ايران را به دخالت در انفجار ظهران که سبب کشته و زخمي شدن شماري از نظاميان آمريکايي در پايگاه الخبر شد، متهم مي کردند و سعودي ها نيز گاهي اين اتهام را تاييد و گاهي تکذيب مي کردند.
به هر حال، روابط ايران و عربستان در اواخر دوره رياست جمهوري آقاي رفسنجاني همزمان با بروز شايعاتي مبني بر احتمال تهاجم نظامي آمريکا به ايران به تلافي انفجار الخبر، در مجموع متشنج بود تا اينکه محمد خاتمي در خرداد ???? به رياست جمهوري ايران انتخاب شد.
http://www.armans.info/click-bank/show_item.php?id=207
حسن روحاني:ما در گذشته تجربياتي داشتيم. آمريکايي ها در چند نوبت بفکر فشار و حتي حمله ايران بودند... مسئله بعدي مسئله الخبر بود. آمريکايي ها ميخواستند ايران را متهم به اين انفجار در عربستان کنند که ما توانستيم با تدبير از آن عبور کنيم.
http://www.aftabnews.ir/vdcjvxeuqieam.html
در روز 25 ژوئن سال 1996 يا 1375 در اثر انفجار يک کاميون بمب گذاري شده در پايگاه نيروهاي آمريکايي در الخبر عربستان، 19 سرباز آمريکايي کشته و حدود 400 تن زخمي شدند. اف.بي.آي بر اين نظر بود که اين عمليات کار ايران بوده است. ويليام پري وزير دفاع کلينتون، اخيراً طي يک سخنراني در شوراي روابط خارجي آمريکا اعلام داشت، به دنبال حادثه ي الخبر، پنتاگون طرحي براي حمله به پايگاههاي نظامي ايران (از جمله پايگاه‌هاي هوايي و دريايي) آماده کرده بود، اما شواهد ارائه شده نتوانست رئيس جمهور را قانع نمايد که انفجار کار ايران بوده است، وگرنه، حمله قطعي بود
http://radiozamaaneh.com/idea/2008/02/post_252.html
اميراحمدي به لحاظ برخورداري از اين امتياز انحصاري توانست در سالهاي پاياني دوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني با نزديك شدن به اردوي محافظه كارها در ايران چراغ سبز لازم جهت اخذ مجوز نمايندگي غير رسمي ايران در مسير بهبود مناسبات ميان دو كشور را كسب نمايد.
حركت او به سمت محافظه كارها در ايران بر اساس اين پيش بيني صورت گرفته بود كه پيروز انتخابات رياست جمهوري سال 76 به ضرس قاطع ناطق نوري كانديداي شاخص اين جناح مي باشد .
پيش بيني كه در آن مقطع قرين به واقعيت نيز بود و بر همين اساس اميراحمدي تمامي تخم مرغهاي خود را در سبد محافظه كارها قرار داد .
شكست دور از انتظار ناطق نوري در انتخابات رياست جمهوري آنچنان براي محافل سياسي ايران ناباورانه بود كه براي مدتي اردوي محافظه كارها در ايران را دچار گسست و سرگشتگي كرد و به تبع آن اميراحمدي نيز تا مدتي به محاق رفت .
اما ضرورت مصلحت انديشي هاي جهان سياست اين فرصت را به اين استاد دانشگاه راتگرز داده بود تا پس از برخاستن از بستر دوران نقاهت ناشي از شكست محافظه كارها مجدداً تلاش خود را در راستاي اهداف تعريف شده انجمن ايران و آمريكا « اما اينبار در اردوي اصلاح طلبهاي تازه به قدرت رسيده در ايران» آغاز نمايد .( بر بــــاد رفته -داريوش سجادي)
http://www.geocities.com/dariushsajjadi/farsimaterial/barbadrafteh.htm
محمد سلامتي: اعضاي شوراي هماهنگي و گروه هاي خط امام که هفت گروه بوديم. هم سازمان اين نظر را داشت و هم گروه هاي ديگر. وقتي در شورا مطرح کرديم به اتفاق آرا اين موضوع تصويب شد.
بنابراين ملاقات هايي با مهندس موسوي داشتيم. ابتدا ايشان به هيچ عنوان قبول نمي کردند ولي ما فکر مي کرديم ايشان گزينه بسيار خوبي است و به همين علت اصرار و سعي مي کرديم کساني که با اين موضوع موافقند مثل خانواده هاي شهدا، جانبازان، گروه هاي مختلف اجتماعي، احزاب و شخصيت ها- با ايشان ملاقات داشته باشند و اين موضوع را مطرح کنند. به تدريج زمينه هاي ذهني ايشان براي پذيرش مساعدتر شد تا اينکه در نهايت يادم مي آيد در يک چهارشنبه يي با ايشان جلسه داشتيم که ايشان پذيرفته بودند و من هم روز بعدش در لرستان مطرح کردم کانديداي ما ايشان هستند منتها فعل و انفعالاتي انجام شد و ايشان با صدور بيانيه يي مساله را منتفي کردند و چند روزي پيدايشان نبود که بتوانيم علت را بپرسيم.
-چه اتفاقي افتاد که ايشان به يکباره تصميمش عوض شد؟
ظاهراً ملاقات هايي با ايشان شده بود و مذاکراتي صورت گرفته بود که ايشان در نهايت تصميمش برگشت. البته مدت ها قبل از اين تصميم با مجمع روحانيون جلسه يي گذاشتيم و صحبت کرديم. در آن جلسه آقاي خوئيني ها، کروبي و خاتمي بودند و ساير اعضا هم از جمله موسوي لاري، کيان ارثي و انصاري حضور داشتند. من پيشنهاد کردم اگر مهندس موسوي نپذيرفت، يکي از آقايان خوئيني ها، کروبي و خاتمي کانديداتوري را قبول کند.
آقاي کروبي گفت من آمادگي اش را ندارم. آقاي خاتمي بايد اين کار را بکند. آقاي خوئيني ها هم همين را گفتند. آقاي خاتمي اما محکم رد کرد. من گفتم الان اين بحث را نداريم بگذاريد پروژه آقاي موسوي را پيگيري کنيم اگر موفق نشديم مجدداً بحث مي کنيم. گروه ها و شخصيت ها جداگانه رفتند تا اينکه آقاي خاتمي پذيرفت منتها موکول به اين کرد که با رهبري صحبت کند و مطالبش را در ميان بگذارد. و اين گونه بود که خاتمي کانديداي رياست جمهوري دوره هفتم شد.
http://www.etemaad.ir/Released/87-11-27/166.htm
كارگزاران سازندگي هم نظر مثبت خود را نسبت به آمدن ميرحسين موسوي اعلام مي كردند. عطاءالله مهاجراني از اين گروه، علاوه بر اظهار اميدواري نسبت به آمدن ايشان، او را يكي از بهترين نامزدهاي داراي پايگاه مردمي و محبوبيت ملي معرفي كرد.(1) ائتلاف گروه هاي خط امامي در تاريخ 23.7.1375 در ملاقاتي با رهبر معظم انقلاب ضمن بيان ديدگاه هايشان درباره ي انتخابات، از شركت فعال خود در انتخابات، رقابت جدي و در نظر گرفتن كانديدايي خاص براي خود صحبت كردند. رهبر معظم انقلاب ضمن تشويق آنها اعلان مي دارد كه تصميم ندارند از فردي خاص حمايت يا نامزدي را به طور مشخص تأييد كنند. ايشان اظهار اميدواري مي كنند كه رقابت فشرده باشد و بيش از 20 ميليون رأي به صندوق ها ريخته شود.
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1539281
[18]
هاشمي رفسنجاني: سياست دولت موسوي بدترين نوع اداره مردم است
خبرگزاري فارس: هاشمي رفسنجاني در خطبه‌هاي نماز جمعه سال‌هاي 68 تا 70 با انتقاد از سياست‌هاي دولت موسوي تاكيد كرد كه فساد اداري ، بي‌برنامگي ،‌ مديريت غلط ،‌بي عدالتي ،‌ تعطيلي طرح‌ها،‌ تاراج اموال كشور،‌ تورم ،‌نابودي استعدادها،‌ استقراض ،‌عقب ماندگي ،‌ افت توليد،‌ فقر مضاعف ،‌ وابستگي به يارانه‌ها از جمله سياست‌هاي دولت موسوي بوده است.
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8803101081
توكلي با بيان اينكه در سال 67 دولت موسوي لايحه‌اي را با مهر سري به مجلس تحويل داد، افزود: من اين مسئله را در روزنامه‌ رسالت افشا كردم و در سرمقاله‌اي با عنوان «لايحه‌ سري» عنوان كردم كه ما لايحه‌ سري نداريم. البته ما طبق اصل 69 قانون اساسي جلسه‌ رسمي غيرعلني داريم كه طبق قواعدي بايد تشكيل شود مثل آنچه من براي كردان درخواست كردم اما اجازه ندادند و آنچه نبايد اتفاق بيفتد اتفاق افتاد.
وزير كار دولت ميرحسين در خصوص اين مقاله يادآور شد: من در آن مقاله گفتم كه موضوع لايحه استقراض جديد از بانك مركزي است كه اثر تورمي دارد اما آن زمان اكثريت مجلس حامي آقاي موسوي بود و 137 نفر از نمايندگان عليه من بيانيه‌ سياسي بسيار تندي صادر كردند كه بعدها همه‌ آنها تقريباً جزو اصلاح‌طلبان شدند و مدعي آزادي بيان و فضاي باز شده بودند.
وي با اشاره به نوشتن يك نامه خصوصي به هاشمي رفسنجاني و ضمن بيان اينكه من خطاب به هاشمي گفتم كه اين بدعت را نگذاريد زيرا شما با اين بدعت در تاريخ بدنام مي‌شويد، افزود: تحت تأثير انتشار لايحه در روزنامه آنها مجبور شدند لايحه را علني كنند و وصول آن را هم اعلام كنند اما دولت عليه من اعلام جرم كرد و شاكي هم عطاءالله مهاجراني بود كه بعدها مدعي شد كه هيچ‌كس نبايد از هيچ روزنامه‌نگاري شكايت كند بلكه فقط مدير مسوول بايد پاسخگو باشد.
من اين گزارش را به صورت سلسله مقاله در روزنامه چاپ مي‌كردم و آنجا را كه ظالمانه تشخيص مي‌دادم، از نظام دفاع مي‌كردم. اين به قدري براي دولت تلخ بود كه موسوي در مصاحبه‌اي با خبرنگاران اعتراض كرد كه اسناد محترمانه را منتشر مي‌كنند و در زمان جنگ به دشمن گرا مي‌دهند...
از عجايب روزگار اين بود كه كساني كه در دولت آقاي هاشمي مدافع نسخه‌هاي كاپيتاليستي شده بودند، همان‌ها بودند كه در دولت آقاي موسوي طرفدار نسخه‌هاي سوسياليستي بودند.
http://rajanews.com/detail.asp?id=28539
**آيا درباره پيروزي در انتخابات و فرداي آن هم بحثي وجود داشت در آن جلسات؟
--نه، چون چنين تصوري وجود نداشت. مي‌گفتيم كه شركت مي‌كنيم در انتخابات و رايي هم مي‌آوريم و اين راي مي‌تواند پشتوانه‌اي براي كار ما در اين حلقه و انتشار نشريه باشد. ولي بحث اينكه در انتخابات پيروز شويم اصلا در جلسات آيين مطرح نبود و در ذهن كسي هم وجود نداشت چون اصلا ما تا قبل از آن به يك معني انتخابات رقابتي – به جز دور اول – نداشتيم.
http://www.ayande.ir/1387/11/post_704.html
هر کس بيايد در مقابل ناطق نوري رأي چنداني نخواهد آورد... در کوتاه مدت معتقد بوديم وقتي نامزدي را معرفي کنيم به اعتبار آن مي توانيم عقده گشايي کنيم چرا که به هر حال انتخابات يک فضاي بازي را ايجاد مي کند. در بلندمدت نيز تحليل ما اين بود که پنج ميليون رأي باعث مي شود ما در گوشه رانده نشويم و به هر حال خود را به عنوان يک قدرت معرفي کنيم و براي خود مشروعيت ايجاد کنيم.
http://www.alefbe.com/articleTirecheragh.htm
[21]
http://www.cnn.com/WORLD/9705/19/iran.elex/index.html
مطلب زير به انتخابات دوره‌ي هفتم مربوط نمي‌شود اما به يک سابقه‌اي از روابط بين ناطق و رفسنجاني مي‌دهد:
كارگزاران بدين نحو تشكيل و مدتي بعد هم وارد ميدان تخريب شدند. حداقل تخريب آن‌ها اين بود كه با حجم پول زياد، روزنامه‌ي «بهمن» را راه انداختند كه آقاي مهاجراني ـ رئيس كارگزاران ـ در آن حرف‌ها و حملاتي عليه من داشتند. از جمله اين كه مطلبي را با عنوان «آرزو خواهي ليك اندازه خواه» در ارتباط با من نوشته بودند. اصلا پرده‌ دري‌ها از آن‌جا شروع شد كه بيان كردند كه جناح راست و جناح بازار، يك جلسه‌اي را با آقاي ناطق گذاشته، سرمايه‌داران را جمع كرده و دو ميليارد تومان پول از اين‌ها گرفته است كه همه دروغ بود، در واقع، ‌عده‌اي جمع شده بودند و در آن مجلس 12 ميليون تومان به ما دادند. اگر كسي از خود كارگزاران مي‌پرسيد كه شما از كجا پول مي‌آوريد، مي‌گفتند: «ما با صنعت و صنايع ارتباط داريم، مراكز توليد به ما مي‌دهند»
http://shahabnews.ir/vdci.za3ct1arwbc2t.html
حجاريان:خاتمي با برگزاري انتخابات مجلس هفتم ميخ آخر را بر تابوت اصلاحات كوبيد.
[24]
کروبي در مناظره با رضايي:يکي از حرفهاي ما در حقوق شهروندي اين بود که قانون اساسي را کامل اجرا کنيم و هر قانوني هم نقيصه دارد همانطور که امام خميني (ره) دستور اصلاح آن را صادر کرد. من مثال هايي در اين رابطه زدم و براي اينکه سوء استفاده نشود، گفتم برخي اصول نظير اسلاميت، جمهوريت و اصل نظام ديني تغيير پذير نيست يا مثال زدم شوراها ابهام دارد و يا حتي در بحث نظارت اعلام کردم که بنده قبول دارم اما به اين صورت که هر روز به شکلي از آن استفاده شود درست نيست و همينطور به اصل 44 نيز اشاره کردم اما کار مجمع تشخيص را در اين رابطه تقدير کردم بنابراين مواردي که آقاي رضايي مي گويند قبول دارم اما به عقيده من قانون اساسي بايد اصلاح شود.
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=524357
[25]
فري در كتاب خود مي‌نويسد: كلينتون تنها موضوع را با پادشاه عربستان در ميان گذاشت و اين‌گونه فهميده بود كه سعودي‌ها تمايلي به همكاري در اين زمينه ندارند و سپس هم امير‌عبدالله را به مشاركت در پروژه ساخت كتابخانه كلينتون دعوت كرد.او مي‌گويد: اين‌كه من مي‌گويم، عين حقيقت است و «سندي برگر»، مشاور امنيت ملي سابق كلينتون، به ما گفت كه كلينتون به سعودي‌ها اصرار مي‌كرد كه با «F.B.I» همكاري كنند.

فري در اين‌باره مي‌گويد: براي دستيابي به مظنونان سعودي، او حتي از بوش پدر نيز كمك خواسته بود و وي نيز موضوع را با امير‌عبدالله در ميان گذاشت. اما از اين طريق هم نتيجه‌اي حاصل نشد.

به اين ترتيب، «F.B.I» نيز اين‌گونه نتيجه‌گيري كرده بود كه ايران، طرح حمله «الخبر» را ريخته است. اما به گفته فري، كاخ سفيد نمي‌خواست از تحقيقات در اين زمينه حمايت كند زيرا ايران، رئيس‌جمهور جديدي انتخاب كرده بود و كلينتون اميد اين را داشت كه روابط ايران و آمريكا را توسعه بخشد... .
http://www.baztab.com/news/30142.php
[26]
Clinton ; Khobar
http://www.nationalreview.com/lowry/lowry200311030753.asp