۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه

مرده خوران مرده پرست

یکی از عزاداران حسینی در مقابل بیمارستان کسری

اشک و گریه و زاری که آقا ناصرخان، اسطوره ی فوتبال و نماد مبارزه با ظلم و استبداد رفت. بیاید با جمع شدن سر قبر مرحوم نفرت و انزجارمان را از استبداد و رژیم آخوندی ابراز کنیم. حجازی مرد، مرد خوبی بود، خدا رحمتش کند اما تویی که آنقدر پرشور بدنبال سواستفاده از رفتگان مردم هستی یک نگاهی هم به اطرافت بیانداز.

حجازی مرد، زیدآبادی که زنده است؟ برای عمه ی بنده که زندان نرفته؟ زیدآبادی را هم باید صبر کرد تا وقت تشییع جنازه اش برسد و بعد سر قبرش حماسه ی دیگری رقم زد؟

کسی توقع جانفشانی و حرکت انقلابی از ملت ندارد. اصلاً من خودم به حقارت و بزدلی ام معترفم اما انتظار می رود که انسان به شعور دیگران توهین نکند یا حداقل با خودش روراست باشد. تو که برای افتادن عکست در خبرگزاری ها، در مجالس عزای مشاهیر شرکت می کنی، توئیکه به نشانه ی اعتراض هر هفته تنبان سبز پایت میکنی تا مخفیانه نافرمانی مدنی کرده باشی، لطف کن و صادقانه بگو که من برای مرده خوری میروم. این را با صدای بلند و با سری برافراشته بگو و به هیچ وجه شرمنده نباش. حکایت همان سوار و اسب و دزد پیاده است. ارزش ها را از معنی تهی نکن و از آزادگی و مبارزه مایه نذار. قیمه ی امام حسین را عشق است.