۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

گزارش مستقیم یک سقوط


"هیچ کسی بیش از من علیه پارلمان های سالیانه، حق رای عمومی و انتخابات تصمیم نگرفته است. هدف من نه طرفداری از این امیدها و طرح ها، بلکه خط بطلان کشیدن بر آنهاست... اصول رفرم من، جلوگیری از ضرورت انقلاب است... اصلاح کردن برای حفظ و نه برانداختن رژیم." لرد اِرل گِری-نخست وزیر انگلستان-1831

لَنگ (1999, pp. 38-39) از بازتاب عمل ارل گری نتیجه می گیرد: "ویگ ها از حمایت طبقه ی کارگر از لایحه آگاه بودند... اما آنها همچنین کاملاً مصمم بودند که به طبقات کارگر اجازه ندهند تا هرگونه موقعیت برجسته ای را در سیستم رای گیری جدید بدست بگیرند. تصویب لایحه در نهایت کشور را از آشوب ها و قیام ها حفظ کرد؛ محتوای لایحه کشور را از "شیطان" دموکراسی حفظ نمود. لازم به ذکر نیست که کارگران وقتیکه دریافتند از آن لایحه چقدر کم بدست آورده اند، نا امیدی در میانشان شدت یافت، اما تا آن زمان کارگران متحدین طبقه ی متوسطشان را از دست داده بودند؛ بوسیله ی لایحه جذب سیستم شده و ناتوان از انجام هر کاری درباره ی آن بودند."

[...] همچنین، تهدید انقلاب یک نیروی محرکه پشت دموکراتیزاسیون در فرانسه، آلمان و سوئد بود. برای مثال تیلتُن(1974) فرآیندی را که منجر به مقدمه ای برای حق رای مردان در سوئد شد را اینگونه توصیف می کند:
"هیچکدام از نخستین لوایح اصلاحات بدون فشار محکم توده تصویب نشد؛ در 1866، جمعیت درحالیکه آخرین رای در حال گرفته شدن بود، گرداگرد اتاق ازدحام کرده بودند، و اصلاحات 1909 بوسیله ی جنبش حق رای گسترده، تظاهرات  و اعتصاب تهییج شد... دموکراسی سوئد بدون انقلاب به پیروزی رسید - اما نه بدون تهدید انقلاب."(pp. 567-568)[فُرم ایتالیک از نویسنده است]
Economic Origins of Dictatorship and Democracy- pp.27
کارشناس قطری الجزیره ی انگلیسی، در بعدازظهر جمعة الغضب بر روی تصاویر زنده ی ارسالی از قاهره می گوید:"مردم مصر دیگر تحمل رژیم را ندارند و به تغییرات کوچک راضی نمی شوند. مبارک باید برود"(نقل به مضمون) کارشناس دیگری اضافه می کند مردم بایستی از جنبش سبز ایران درس بگیرند و مُمِنتوم جنبش را در هفته های آتی حفظ کنند تا به پیروزی دست یابند. اما تصاویر زنده تضاد عمیقی با صحبت های کارشناسان دارند. آنچه که مردم نامیده می شوند، به زور به 200 نفر می رسند. معترضین در اطراف پل 6ام اکتبر و روبروی دوربین الجزیره تجمع کرده اند. پلیس ضد شورش با گاز اشک آور به سمتشان یورش می برد، تظاهرکنندگان کمی عقب می نشینند و به سمت دیگر پل می روند اما هنوز در کادر دوربین جا می شوند. هر از گاهی ماشین زره پوش سیاه رنگی به روی پل می آید و مردی از طریق دریچه ی سقف آن به سمت معترضین گاز اشک آور شلیک میکند، اندکی روی پل می ماند و پس از متفرق شدن شورشیان از کادر دوربین خارج می شود. صحنه عقب نشینی جماعت و ورود دوباره پلیس ضد شورش چندباری تکرار می شود. در این بین فیلم دیگری از سوئز پخش می شود که نشان می دهد 2 ماشین زرهی بین مردم گیر افتاده اند. یکی به دست معترضین فتح می شود اما راننده ماشین دوم شاید از ترس جان، به دل جمعیت می زند، یکی دو نفری را زیر می گیرد و از مهلکه فرار می کند.

نزدیک غروب آفتاب، احمد فیلمبردار الجزیره، با هیجان و به عربی به گزارشگر می گوید:"ارتش! نگاه کن! ماشین های ارتش" بی وقفه حرف می زند تا اینکه گزارشگر مصری الجزیره می گوید:Hold on! Hold on! دوربین سمت چپ پل را نشان می دهد، جماعت گرد یک نفربر حلقه زده اند، یکی از جمع جدا می شود، بالای نفر بر می رود و ارتشی را می بوسد.

ساعاتی بعد که هوا کاملاً تاریک شده،  گزارشگر  متوجه دودی در بالای یکی از ساختمان های اطراف میشود. پس از اندکی فکر کردن اعلام می کند که بله، این ساختمان ِ NDP، حزبِ نزدیک به مبارک است. با خوشحالی اضافه می کند: "این نماد خشم ملت مصر است." چند دقیقه بعد همان شبکه زیر نویس می کند که موزه ملی مصر در جوار ساختمان حزب قرار گرفته و خطر آتش سوزی موزه را تهدید می کند. شب هنگام مبارک سقوط کابینه را از تلویزیون سراسری مصر اعلام می کند.

مصریان حرکت خویش را انقلاب نامیده اند اما در تصاویر الجزیره اثری از انقلاب دیده نمی شود. پرسشی در ذهن شکل می گیرد که چرا مبارک زود جا زد؟ خبرهای بعدی موضوع را روشنتر می کند. ارتش حاضر به سرکوب نیست، غرب از سرکوب خونین و عواقب انفجاری آن در آینده بیمناک است. از طرفی آمار کشته شدگان، مجروحان و دستگیرشدگان بسیار بالا بوده. خون جوانان در کادر دوربین جا نشده است.

از اخوان المسلمین بعنوان بزرگترین گروه اپوزیسیون مصر یاد می کنند. فعالیت حزب در مصر ممنوع است اما مبارک فضای زیادی برای فعالیت آنها داده و دست شان را بازگذاشته است. راشد البیومی قائم مقام حزب می گوید:"ما نمی دانیم که چه تعداد عضو داریم، دولت می گوید بین 3 تا 4 میلیون. اما ما نشمرده ایم. ما تنها می دانیم که همه جا هستیم. در هر شهر، در هر روستا و در هر خیابان."

یکی از شعاردهندگان می گوید:"مردم بسیار مشتاق هستند، مردم بسیار غیرمنظم هستند اما اخوان بسیار سازمان یافته و یکپارچه تر عمل می کنند. آنها منابع و امکانات در اختیار دارند." اما دیگران می خواهند پا را فراتر بگذارند. محمد اسمائیل 23 ساله و مهندس می  گوید:" من از اسلام گرایی متنفرم. من یک رژیم ایرانی نمی خواهم. من آزادی و دموکراسی می خواهم." عماد شاهین دانشجوی دانشگاه روتردام می گوید: "اخوان دیگر مهمترین بازیگر عرصه ی سیاست نیست. اگر شما به قیام تونسی ها نگاه کنید، این قیام جوانان است. این جوانان هستند که می دانند چگونه از رسانه، اینترنت و فیسبوک استفاده کنند. بنابراین اکنون بازیگران دیگری هم هستند."

جرقه ای که با خودسوزی تراژیک دست فروش تونسی زده شد (کسی خودسوزی 2 سال پیش مرد ایرانی در مقابل مجلس را بیاد دارد؟) خرمن عقده ها و خشم های فروخفته را آتش زد. طارق تهامی یکی از چند ده هزار معترض مصری است. مهندس است و می گوید: "من مشکل مالی ندارم. یک ماشین خوب و یک ویلا دارم." تهامی منتظر یک سیگنال واضح از مبارک است:"ما می توانیم به تاریخ بپیوندیم یا اینکه به زباله دان آن برویم." احمد زیدان پلاکاردی در دست گرفته که می گوید:"اینجا مصر است، ایران نیست."  توضیح می دهد که این یعنی مصریان بدنبال دولت اسلامی نیستند. این ادعا توسط چند تظاهرکننده ی دیگر تکرار می شود. برخی اضافه می کنند که  البته هر دولتی باید اعضای اخوان المسلمین را در داخلش قرار دهند. آنان فریاد می زنند:"انقلاب تا پیروزی! انقلاب در هر خیابان مصر" طارق می گوید "من برای مبارک متاسفم او قهرمان جنگ بوده. بهرحال او بخشی از تاریخ ماست."

معترضین شب را در خیابان به صبح می رسانند. ماموران امنیتی چندبار به اتاق خبرنگاران الجزیره می آیند و هربار پس از کمی گفتگو از اتاق خارج میشوند. دولت مصر جلوی خبررسانی الجزیره ی عربی  را می گیرد اما لابد به خیال نمایش دادن میزان تحمل و مدارای رژیم با مخالفین، مانع پخش مستقیم شبکه ی انگلیسی آن نمی شود. شاید مبارک تنها دیکتاتوری باشد که سقوطش را بطور زنده روایت خواهد کرد. آتش از ساختمان حزب دموکراتیک ملی زبانه می کشد.

گودو هرگز نمی آید
"ما با توجه به تجربيات تلخ خود دريافته‌ايم که آزادی هرگز به شکل داوطلبانه به وسيله سرکوبگر داده نمی‌شود، سرکوب‌شونده بايد آن را بخواهد. من بارها کلمه «صبر کنيد» را شنيده‌ام اين «صبر» در اينجا تقريبا به معنای «هرگز» است... چنين گرايشی از بدفهمی زمان ناشی می‌شود، از انديشه‌ای غيرعقلانی که معتقد است چيزی در جريان زمان، همه بيماری‌ها را حل خواهد کرد. اما در حقيقت زمان خنثی است، از آن می‌توان به شکلی سازنده يا مخرب استفاده کرد. ما بايد از زمان خلاقانه استفاده کنيم، چرا که زمان هميشه آماده برای انجام عمل درست است." مارتین لوتر کینگ

البرادعی:شما هر روز 3 مقاله درباره ی انتخابات ایرانیان می بینید. این منصفانه است اما من حتی یک مقاله که درباره  انتخابات در دنیای عرب صحبت کند ندیده ام. شما چگونه می توانید [درباره ی حقوق بشر] قابل اعتماد باشید؟ من این را به بسیاری از دوستانم در اروپا و آمریکا گفته ام. اگر شما می خواهید که برایتان اعتبار قائل شوند، باید به حقوق بشر به چشم یک معضل جهانی نگاه کنید. شما باید درباره ی آن به شیوه ی سیستماتیک صحبت کنید.
آنچه که من در دنیای عرب، مصر و هرجای دیگری می بینیم، افزایش یافتن رادیکالیزم است.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، شما  افراط گرایی بیشتری دریافت خواهید کرد، نه تنها در مصر که در سرتاسر جهان عرب. مصر فانوس دریایی تمام جهان عرب است.

واشنگتن پست: شاید دولت واقعاً از اخوان المسلمین وحشت دارد که مصر را تبدیل به یک دولت اسلامی کند و بخاطر همین است که «وضعیت فوق العاده» را هنوز حفظ کرده است؟

البرادعی:شما بایستی بفهمید که چرا اخوان المسلمین اعتبار دارد و حمایت دریافت می کند. چونکه تمام حزب های سیاسی لیبرال و سکولار دیگر ممنوع شده اند. و آنها اعتبار دارند زیرا وقتیکه حکومت ناتوان از کمک به مردم است، آنها تنها کسانی هستند که مردم در خیابان را کمک می کنند. ثانیاً، حتی اگر آنها در گروه شان تندرو داشته باشند، میانه رو نیز در بینشان وجود دارد. شاخه ی پارلمانی آنها، محمد سعد  الخطانی، تابحال دوبار در خانه ی من بوده است. آنها 20 درصد پارلمان را در اختیار دارند. دیگر احزاب سکولار تنها 1 درصد پارلمان را دارند.
او به من گفت که ما مخالف دولت مذهبی هستیم، ما برای دولت مدنی مبارزه می کنیم. همینطور برای دموکراسی و عدالت اجتماعی.
مصاحبه با واشنگتن پست - 10ام آوریل 2010


اشپیگل: و آیا شما نیز از مردم مصر خواهید خواست که تظاهرات کنند - حتی اگر آن تظاهرات به حمام خون ختم شود؟

البرادعی:من براستی نگرانم که رژیم بر روی فرصت گذار صلح آمیز قمار کند. من از گسترش یافتن خشونت می ترسم. و دقیقاً به همین خاطر، من هنوز برای نافرمانی مدنی یا تظاهرات انبوه فراخوان نداده ام. رژیم باید بداند: یک نفر می تواند معترضین زیادی را دستگیر کند اما یک نفر نمی تواند کل یک ملت را بازداشت کند.
مصاحبه با اشپیگل - 12ام جولای 2010


برای سالها غرب خریدار لولوخرخره ی اخوان المسلمین آقای مبارک بوده است، ایده ای که تنها آلترناتیو موجود، این شیطان هایی هستند که اخوان المسلمین نام دارند. کسانی که معادل القاعده هستند. من کاملاً مطمئنم که هر دولتی که آزادانه و منصفانه در مصر انتخاب شده باشد، معتدل خواهد بود اما آمریکا با این سیاست بی منطق حمایت از سرکوب، واقعاً مصر را و کل جهان عرب را بداخل رادیکالیزم هل می دهد.

...آنها یک گروه مذهبی محافظه کار هستند، تردیدی در اینباره نیست، اما آنها همچنین حدود 20 درصد از مردم مصر را نمایندگی می کنند و شما چگونه می توانید 20 درصد از مردم مصر را محروم کنید؟

پرواز وین-قاهره ی البرادعی عده ای را به یاد سرود خمینی ای امام انداخت اما واقعیت این است که مردم ایران شناخت دقیقی از مصر و بازیگران آن ندارند. پیش داوری ها درباره ی البرادعی بیشتر بر اساس دوران ریاستش بر آژانس انرژی اتمی و سرنوشت انقلاب ایران شکل گرفته است. بی شک ملتی که از تحلیل اوضاع خویش ناتوان است، چندان صلاحیت قضاوت درباره ی کشوری فرسنگ ها دورتر از خود را ندارد.

آیا البرادعی بازرگان دیگری برای ملت مصر خواهد بود و محللی برای به قدرت رسیدن اسلام گراها خواهد شد؟ پاسخ روشن نیست.هیچ کسی توانایی پیشگویی آینده را ندارد. میتوان آینده را پیش بینی کرد اما در فاکتورهای موثر در پیش بینی، یکی خود انسان است. انسانی که می تواند حداقل بر سرنوشتش تاثیرگذار باشد. در نگاه به انقلاب ایران برخی می گویند که خیزش 57 اشتباه بود اما مشخص نمی کنند که کدام بخش آن حرکت نادرست بود؟ عده ای دیگر دست غرب را در کار می بینند و از ارتشیان خائن گله مند هستند که چرا پس از 17 شهریور، مردم را بار دیگر در وسط میدان با مسلسل در خون نرقصانیدند؟! اما هیچکدام مشخص نمی کنند که ایراد از مبارزه برای آزادی و اعتراض به خودکامگی  بود یا سکوت در برابر بلدوزر انقلاب؟ بلدوزری که خواهان بیشتری از بنز بازرگان داشت. بلدوزری که عاقبت دور زد و از روی تک تک پشتیبانان سابقش رد شد. اشتباه انقلابیون بیش از همه در پیروی کورکورانه از خمینی و مهمتر از همه نایستادن در برابرش در فردای انقلاب بود. آنان که خود را اهرمی برای حذف گروه های رقیب  کردند. تشبیه و توصیف درخشان مارکس در هجدهم برومر از فرصت طلبان، فارغ از مصادیق آن، شاید زیباترین وصف حال انقلابیون ایرانی باشد.
بورژوازى صنعتى بدين سان نوکرصفتانه براى کودتاى ٢ دسامبر، براى برانداختن مجلس، ويران کردن پايه‌هاى سلطه خويش، و استقرار ديکتاتورى پرولتاريا، کف ميزد. پاسخ صداى رعد‌آساى کف زدنهاى ٢٥ نوامبر را، غرش رعدآساى توپخانه در ٢ دسامبر داد، و خانه آقاى سالاندروز، يکى از کسانى که پرشورتر و محکم تر از همه کف زده بود، در عوض، بيشتر از همه گلوله باران شد. مارکس - هژدهم برومر لوئى بناپارت

البرادعی در مصاحبه ای با خبرنگار واشنگتن پست (10ام آوریل 2010) گفته بود:"البته که رفرم از داخل کشور می آید. اصلاحات یک قهوه ی فوری نیست و زمانبر است.
واشنگتن پست:مقامات NDP نیز همین را می گویند که اصلاحات فوری نیست و آنها بدنبال تغییرند.
البرادعی:رفرم یک قهوه ی فوری نیست اما ما قصد نداریم برای 7000 سال دیگر صبر کنیم. ما باید قدم های محکی برداریم. اصلاحات صبر کردن برای گودو نیست. آنچه که در اینجا، در مصر رخ می دهد، صبر کردن برای گودو است. من قصد ندارم تا منتظر گودو بمانم."

گمانه زنی های بسیاری درباره ی آینده مصر زده می شود بااین وجود اکثراً نقش مردان بزرگ و ارتش مصر را سرنوشت ساز می دانند. ارتشی که حاضر به کشتن مردم خود نشده، تغییر کاربری نداده و اعتبار تاریخی اش را حفظ کرده. ارتشی که بقول برژینسکی  می تواند نقشی همانند ارتش ترکیه در تاریخ این کشور ایفا کند. منطقی تر خواهد بود که تحلیل مصر و آینده آنرا به مصریان واگذار کنیم اما شاید مهمترین درس مصر برای ایرانیان، این باشد که بایستی سرنوشت را در دستان خود گرفت. گودو، هرگز نخواهد آمد.