۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

معجزه‌ی حماقت



وقتی اتومبیل با سرعت ۱۲۰ کیلومتر با یگ گرگ تصادف می کند،راننده تصور می کند حیوان کشته شده و توقف نمی کند. وقتی به خانه می رسد متوجه می شود گرگ زنده است و بعد از بیرون آوردن گرگ معلوم می شود حتی زخمی هم نشده است.[1]
گرچه تا ظهور امام زمان و آشکار شدن 27(معکوس 72 شهید) حرف دیگر علم زمان زیادی باقی نمانده است،  ولی تا قبل از  فرو ریختن فیزیک نیوتنی، بی‌خدایان مسلح به منطق چگونه چنین پدیده‌هایی را باور می کنند؟!  گرگ محترم بالا بعد از جان سالم به در بردن از آن ضربه‌ی کشنده، به طرز معجزه‌آسایی لای گلگیر ماشین گیر می‌کند، تا مقصد چند هزار دور دور چرخ می‌گردد و در پایان بدون کوچکترین زخمی، گوشه‌ای نشسته و در افکار و باورهای ساده‌لوحانه ی ناظرین غور می‌کند.

روستایی شاهد برخورد گاو با ماشین، شهرنشین نظاره‌گر گربه‌های قیمه قیمه شده و یا کودک کنجکاو متعجب از تماشای شیشه‌ی شکسته شده‌ی اتومبیل، یقیناً بدون نیاز به یادآوری فیزیک دبیرستان باید به این نتیجه رسیده باشند که برخورد جرم با آن عظمت و سرعت به یک جسم حتی کوچک در زمانی کوچک تا چه حد می‌تواند مهیب باشد.[2]

در پدیده ی اعجاب انگیز بعدی، کودک داغستانی داغ کرده و آیات قرآن روی بدنش نمایان می‌گردد.[3] شکنجه و کودک آزاری فوق از سوی مذهبیون معجزه قلمداد شده و سند زرین دیگری حقانیت این کتاب آسمانی را تایید می‌کند. در روایت دیگر پدری در 3 تصادف 3 فرزندش را تصادفاً از دست می‌دهد و جماعت وبسایت بالاترین با او همدردی می کنند. قصه‌ی پدر بی‌مسئولیت (بلا نسبت خروس جوجه از دست داده) با شکایت از خدا و نذر گوسفند به خوبی و خوشی به اتمام می‌رسد.[4]

 در سرزمین معجزه خیز ایران، معجزه‌ی الاغ سخنگوی آتئیست متعلق به یک روحانی صاحب کرامات را چه گروهی اول باور خواهد کرد؟ بی‌خدایان یا خداباوران؟ اهل منطق یا اهل معجزه؟ هرگز بعید نیست که بی‌خدایان ذکاوت الاغ را بستایند و مذهبیون ضمن تکریم روحانی صاحب کرامت بر الاغ بودن او تاکید ورزند زیرا که شاعر گفته:
کمال همنشین در او اثر کرد - ولی افسوس همان خری هستش که بودش



 Impulse of Force


پزشک: والدین داغستانی برپوست نوزاد خود آیات قرآن می نویسند