۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

روزی به مانند اسبها خواهیم زیست - التون جان

Music: Elton John
Lyrics: Bernie Taupin
piano and vocals: Elton John
guitar: Davey Johnstone
guitar: John Jorgenson
bass: Bob Birch
keyboards: Guy Babylon
drums and percussion: Charlie Morgan
backing vocals: Angel Voices Choir


I can't control this flesh and blood
That's wrapped around my bones
It moves beneath me like a river
Into the great unknown

کنترل این گوشت و خون در توانم نیست
آنها در اطراف استخوان‌هایم به هم پیچیده شده‌اند
مرا به مانند یک رودخانه به زیر می‌کشد
به سوی ناشناخته‌ای بزرگ

I stepped onto the moving stairs
Before I could tie my shoes
Pried a harp out the fingers of a renegade
Who lived and died the blues

من بر روی پله‌های متحرک گام برداشته‌ام
قبل از آنکه بتوانم بند کفشهایم را ببندم
چنگ را از چنگ یک مرتد درآورد
کسی که با افسردگی زندگی کرده و مرده بود

And his promise made was never clear
It just carved itself in me
All I saw was frost inside my head
On the night he said to me

قولی که او داده بود هرگز روشن نبود
و مثل خوره وجودم را میخورْد
تمام چیزی که دیدم سرمای درون سرم بود
یک شب او به من گفت

Someday we'll live like horses
Free rein from your old iron fences
There's more ways than one to regain your senses
Break out the stalls and we'll live like horses

ما روزی به مانند اسبها خواهیم زیست
افسار را از حصارهای قدیمی آهنی‌یتان آزاد کنید
آنجا بیش از یک راه برای دوباره بدست آوردن احساسهایتان وجود دارد
از اصطبل‌ها فرار کنید و ما به مانند اسب‌ها خواهیم زیست

We're the victims of the heartbreak
That kept us short of breath
Trapped above these bloodless streets
Without a safety net

ما قربانیان دل شکستگی هستیم
که نفس تنگی ما را تداوم بخشیده
بالای این خیابانهای بدون احساس گیر افتاده است
بدون قفسهای محدود کننده

I stood in line to join the trial
One more customer of fate
Claimed a spoke in the wheel of the wagon train
On the road to the golden gate

من برای پیوستن به آزمایش در نوبت می‌مانم
یک مشتری دیگر تقدیر
می‌خواهم پره‌ای از چرخ‌های واگن‌های قطار باشم
تا در راه دروازه‌ی طلایی سفر کنم

On the flat cracked desert I jumped ship
It just made sense to me
I've spent too long in the belly of the beast
And now I shall be free

در صحرای مسطح ترک خورده، من گروه را ترک کردم
این تنها برای من معقول است
من زمان زیادی را در شکم دیو سپری کرده‌ام
و اکنون من باید آزاد باشم

Someday we'll live like horses
Free rein from your old iron fences
There's more ways than one to regain your senses
Break out the stalls and we'll live like horses

ما روزی به مانند اسبها خواهیم زیست
افسار را از حصارهای قدیمی آهنی‌یتان آزاد کنید
آنجا بیش از یک راه برای دوباره بدست آوردن احساسهایتان وجود دارد
از اصطبل‌ها فرار کنید و ما به مانند اسب‌ها خواهیم زیست


دوستان لطفاً اشکالات بی‌شمار ترجمه رو تذکر بدید.

۱۳۸۸ خرداد ۲۴, یکشنبه

طرفدار موسوی نیستم ولی از رای مردم دفاع می‌کنم

در اوایل انقلاب عده‌ای از ملیون و گروه‌های چپگرا تصور می‌کردند با سواستفاده از قدرت ِ مردمی خمینی می توانند پس از شکست دادن شاه بر این موج سوار شوند ولی موج بوجود آمده بقدری سهمگین بود که تقریباً تمام نیروهای فوق را به صخره های انقلاب کوبید. تجربه‌ی 30 سال پیش به ما می گوید که دزدین موج سبز امکان پذیر نیست.

چیزی که این مردم را به خیابان کشیده، ارزشهای دموکراتیک و سکولار نیست. مردم به درست یا به غلط پشت موسوی جمع شده‌اند. در اینجا یک سوال پیش می‌آید: تکلیف کسانی که در شرایط کنونی با موسوی و افکارش مخالف هستند چیست؟

گذشته‌ی آقایان اصلاح طلب به اندازه‌ی کافی روشن است. عدم دفاع آنها از آزادیخواهان و در موارد بسیاری مخالفتشان با نیروهای تحول‌خواه جای هیچ شک و شبهه‌ای باقی نمی‌گذارد که اینها بدنبال منافع مردم نیستند و اگر احساس خطر می‌کنند نه بخاطر منافع مردم که بخاطرمنافع از دست رفته‌ی خودشان است. از شواهد امر پیداست که مافیای اقتصادی بدنبال سواستفاده از کتک خوردن‌های مردم است. موسوی هنوز هم بجای پیوستن به مردم نگران تصفیه شدن خط امامی هاست. عده‌ای بدنبال مصادره‌کردن تمام و کمال جنبش به نفع هاشمی و حسن خمینی هستند.1 عده‌ای به دنبال ماهی گرفتن از آب گل‌آلود و تطهیر گذشته‌ی خویش هستند.

خوب چاره چیست؟ یا باید شکست مردم از مانور اقتدار را بپذیریم یا موسوی را به ناچار با خود همراه کنیم. لزومی به حرکت گوسفندوار به سمت مرقد نیست. می توان در عین کثرت وحدت داشت. می‌توان با جمعیت هم کلام نشد و شعارهای خود را مطرح کرد، پلاکاردهای خود را در دست گرفت اما به همراه مردم باتوم خورد. می‌توان هوشیار بود و بدنبال هرکس و هر شعاری نرفت.

در برابر اتفاقی که امروز در ایران افتاده است نمی‌توان بی تفاوت بود. سه اتفاق مشخص در این کودتا افتاده:
  1. نیروی نظامی تمام قدرت سیاسی را قبضه کرده است.
  2. رای مردم از سوی حاکمیت محترم شمرده نشده.
  3. مردم برای دفاع از آرای خود به خیابان‌ها آمده اند.
در چنین شرایطی سکوت کردن به هیچ عنوان درست نیست. شکست مردم شکست دموکراسی است. اگر امروز موفق به سرکوب کردن مردم شوند فردا هیچکسی جلودارشان نخواهد بود. من از موسوی و خط امام دفاع نمی‌کنم، من از حق انتخاب مردمی دفاع می‌کنم که انتخاب امروزشان به هر دلیلی میرحسین موسوی است. من از دموکراسی و برتر بودن رئیس جمهور بر والی منصوب رهبر دفاع می‌کنم. از برتر بودن قدرت مردم بر سرنیزه دفاع می کنم. اگر از انتخاب 80 درصد مردم دفاع کنیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که فردا هم فصل‌الخطاب رای اکثریت خواهد بود. پیروزی مردم اتفاق فرخنده‌ای است. دیگر همه می‌دانند که از طریق بازیهای درون حاکمیت نمی توان حق خود را گرفت. فردا کسی مردم را خس و خاشاک خطاب نخواهد کرد. ولی فقیه خواهد فهمید که زمان تغییر را مردم معین می‌کنند و نه او.

هر شعاری بدنبال مطرح کردن خواسته‌ای مشخص است. شعار سیاسی باید با وزن مردم همخوانی داشته. کسانی که بدنبال شعار مرگ بر جمهوری اسلامی و مرگ بر خامنه‌ای هستند بایستی شخصاً گوشت‌های دم توپ و گلوله را تهیه کنند. فاصله‌ی بین سقوط ج.ا. تا پذیرش رای مردم فاصله‌ی بین کبودی تا خون است. هزاران گرایش سیاسی در جامعه وجود دارد. اگر قرار باشد که تمام این گرایشات امروز خود را وزن کشی کنند، این تکثر و اغتشاش بدون شک سرکوب مردم را برای حکومت آسان‌تر می‌کند.

حکومت بدنبال خلق تیان‌آنمن دیگری است. شکست مردم تنها شکست موسوی نیست. امروز دکتر بختیاری در اردوگاه حریف وجود ندارد. هواداران احمدی‌نژاد در خیابان شانزه‌لیزه نیستند. آنها در مصلا جمع می‌شوند. اگر اینبار زمین بخوریم معلوم نیست دفعه‌ی بعد کی و چگونه بلند خواهیم شد.
_________________________

[1]
https://balatarin.com/permlink/2009/6/14/1619159

خداحافظ لنین! - اینبار هاله‌ی نوری دیده نشد.

کسی از -پدران به مدرسه رفته و مادران تحصیل کرده‌یمان- انتظار نداشت تا عکس خمینی را در ماه ببینند. حداقل همه در کتابهای علوم خوانده بودند که ماه سیاره‌ای است تشکیل شده از سنگ که بدور زمین می‌چرخد. 52 سال پس از افتتاح دانشگاه تهران ولوله‌ای در ایران به راه افتاد. از لکه‌های قدیمی کشف رمز شد. کندی میلیاردها دلار خرج کرد تا پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنند کیلومترها آنطرف تر پروژه‌ی ایرانی آن با یک ده هزارم هزینه‌ی نمونه‌ی خارجی به بهره‌برداری رسید. نمونه‌ی ایرانی اگرچه کیفیت چندانی نداشت اما از نظر بهره وری و میزان غروری که در ایرانیان برانگیخت، قابل مقایسه با نمونه ی خارجی خود نبود. سیا رئیس پروژه را در قلب مردم آمریکا جاودانه کرد اما در ایران کارفرمایان را به سیاه چال تاریخ فرستادند.

27 سال بعد مردی آمد که تمام هنرش جیب خالی‌اش بود. چندباری در جلوی تلویزیون جیب‌هایش را به مردم نشان داد، افاقه نکرد دوربین را به منزلش بردند، بازهم توجه کسی را جلب نکرد. مردم احتمالاً با خود می‌گفتند: خوب که چی؟ حسن شوفر هم وضع و اوضایش همینطور است،‌ پس باید مملکت را به دست او بدهیم؟ به ناچار قصر شهردار را هم در فیلم گنجاندند. دو زاری ها هر چقدر هم که کج بود افتاد. به ناگاه کله‌ی بعضی ها داغ کرد. یاد گذشته جگر آدم را کباب می کرد. اکبر شاه به مسابقه‌ی فوتبال پناه برد. کاخ مرمر جای مناسبی برای درد و دل کردن با مردم نیست.

شوک رئیس جمهور یک کشور 70 میلیونی (با 300میلیارد دلار) شدن آنقدر بزرگ هست که آدم را به جنون بکشاند. خیلی ها بعد از برنده شدن در یک بخت آزمایی احساس می‌کنند که توانایی پرواز کردن دارند. چنین درآمد و جایگاهی چشمان خیلی‌ها را تیره می‌کند و احساس سرگیجه به آدم دست می‌دهد. هاله نوری که نیک‌آهنگ می‌کشد آدم را فریب می‌دهد. شاید تقصیر از کسانی است که چهره‌ی امام حسین را زیبا کشیده‌اند. شاید اگر صورت محمود سرخ و سفید بود هاله‌ی نور را خیلی ها باور می‌کردند. اگر سی سال قبل ریش سفید آیت‌الله و عمامه‌ی سیاهش به کمک شایعه سازان آمد، اینبار وضعیت ظاهری احمدی نژاد جلوی هرگونه گمانه زنی را گرفت.

اکثر هواداران شال سبز سیدی نه مذهبی‌اند و نه بدنبال دخالت مذهب در سیاست. با این وجود بدنبال کسی راه افتادند که هم مذهبی است و هم طرفدار خط امام است. به طرفداران بد و بدتر می‌توان خرده گرفت که چرا شیخ اصلاحات را بر موسوی ترجیح ندادند اما بدون شک به آنها باید تبریک گفت که تا فیها خالدون پادشاه لخت را دیدند. مناظره‌های احمدی نژاد بحدی کوبنده بود که تصور میرفت عده‌ی قابل توجهی از طرفداران موسوی کنار بکشند. درست یا غلط از تصمیم خود برنگشتند. تاریخ درباره‌ی درستی این تصمیم قضاوت خواهد کرد.

دوست داشتم که اصلاح طلبان بجای بازی بد و بدتر در پشت کسی مثل نوری جمع می‌شدند و در صورت ردصلاحیت، آرام از حاکمیت فاصله می‌گرفتند. اعتقادم بر این بود که آمدن موسوی حداکثر دوران 8ساله‌ی خاتمی را تکرار می‌کند. پیش بینی می‌کردم که احمدی نژاد از کنار این ثروت باد آورده به راحتی نمی‌گذرد اما هرگز فکر نمی‌کردم که مردم ایران بعد از 30 سال از رای خود دفاع کنند. بدون شک خامنه‌ای هم چنین تصوری را نمیکرده.

اکنون مورخان همگی در بیت جمع شده‌اند. آقا دلواپس است. هر از چند گاهی از لابلای تاریخ ورقی در میاورند تا عمر حکومت های تکنفره را به او نشان بدهند. تاریخ نویس ِ درباری به آقا میگوید:
-یانکویچ 4 هفته بعد از کودتا سقوط کرد. رعشه همه‌ی وجودش را می‌گیرد. تند و تند تاریخ را ورق می‌زنند.
صفحه‌ی تازه‌ای پیش می‌آورند. صدام با حمله‌ی نظامی سرنگون شده.
می پرسد صدام چند سال در برابر حمله دوام آورد؟
- سر به زیر می افکند و می‌گوید به سال نکشید.
1ماه راضی کننده نیست. تاریخ را دارند زیر و رو می‌کنند. یک نفر بانگ می‌زند که در صفحه‌‌های آخر خبری نیست. به عقب بازگردید. یکنفر به 15 خرداد 42 میرسد.
سپاهیان بر سر تاریخ نویسان داد می‌زنند: 15 سال برای بزرگ شدن بچه‌هایمان هم کافی نیست.
مرد گنده ای همه را کنار می‌زند و به کتاب تاریخ میرسد. به پهنای دستش 1000 صفحه را یکدفعه می‌گیرد. به حکومت اسلامی رسیده‌اند. صدای بانگ و شادی در بیت به گوش می‌رسد.
دانشمندان خارج درس خوانده در حال کار بر روی ماشین زمان هستند. اگرچه هدف به عقب بردن است اما دانشمندان می‌دانند که شور و شوق کشف کردن اسرار عالم، آنها را وادار خواهد کرد تا پیچ زمان را به جلو بچرخانند. آنگوشه پیرمردی در حال پوزخند زدن است. پیرمرد نیک می‌داند که ماشین زمان هنوز اختراع نشده.

۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه

انتخابات دهم - پایان فرصت طلبی و دورویی

درحالیکه احمدی نژاد با نمودارهای شکیل و طبقه‌بندی شده سعی می‌کرد تا کارنامه‌ی اقتصادی‌اش را مثبت جلوه بدهد، تمام دار و ندار شیخ اصلاحات برگه‌ی A4 رنگ و رو رفته‌ای بود که احمدی نژاد را زیر خلیج عربی نشان میداد.1بعید است که حتی خود احمدی نژاد هم موفق به دیدن تصویر خود در آن کاغذ شده باشد، بینندگان تلویزیون که جای خود را دارند.

بنظر می‌رسید که تاکتیک کروبی در مناظره، کم کردن آرای احمدی‌نژاد بود تا افزودن به آرای خود. تشریح جز به جز ماجرای نخ نما شده‌ی هاله‌ی نور نشان می‌دهد که کروبی مخاطب هدف خود را نمی‌شناسد. کروبی می‌توانست بجای تشریح کردن آن ماجرا، وقت ارزشمند(و فرصت تاریخی) خود را به گونه‌ی دیگری صرف کند. مخاطبان کروبی مردم فلان ده دور افتاده نبودند تا با افشاگری کروبی از این رو به آنرو شوند.

برخلاف کروبی، احمدی‌نژاد با زیرکی تمام از زیر پاسخگویی به ماجرای هاله‌ی نور و دزدیده شدن توسط آمریکایی‌ها فرار کرد و به برنامه‌ی خودش پرداخت. او پایگاهش را خوب می‌شناسد و دلیلی نمی‌دید تا با ماست مالی کردن کارهایش هم وقت خودش را بگیرد و هم مایه‌ی دلسردی هوادارانش را فراهم کند. سخنان احمدی‌نژاد بر پایه‌ی یک ساختار منطقی قوی بنا شده بود. در این ساختار حق با کسی است که به اصول اولیه‌ی انقلاب و خط امام نزدیکتر است. در چنین چارچوبی نمی‌توان از حقوق بشر، «سیاست خارجی ِ منطقی بر پایه‌ی منافع ملی» و دموکراسی صحبت کرد. کروبی با پذیرفتن چنین ساختاری (ایشان 18 بار از امام و خط امام استفاده کردند2) تکلیف خودش را یکسره کرد. احمدی نژاد بدرستی به کروبی می‌گوید:

آقاي كروبي انحراف از موازين امام از شما بعيد است...امام جمله زيبايي فرمود و گفت كه اينها آنقدر نجس هستند كه اگر خود را به دريا بزنند آن را نجس مي‌كنند ولي آنها در زمان جنگ همين ادعاي آقاي كروبي را كردند براي آنكه بگويند ملت ايران با اسرائيل ارتباط دارد و از آن سلاح مي‌خرد. ... شما مي‌گوييد به ايتاليا رفته‌ايد و شما را تحويل گرفته‌اند. نوش جانتان! از نظر من دنيا فقط چند كشور اروپايي و آمريكايي نيست. آقاي كروبي به موازين امام برگرديد. اينقدر انحراف از موازين امام از شما بعيد است...
شما در سال 65 رئيس حج بوديد و آنجا سخنراني كرديد و اعلام كرديد كه راه نجات فلسطين بسيج عمومي و جنگ مسلحانه با اسرائيل است و جمهوري اسلامي با همه امكانات خود آماده است، در اين مبارزه به صورت جدي و فعال شركت كند. شما گفتيد در اين رابطه 300 هزار نفر در گردانهاي قدس سازماندهي شده‌اند. شما جنگ را تنها راه مقابله با اسرائيل خوانديد و گفتيد براي مبارزه با اسرائيل بايد برويم و مبارزه مسلحانه كنيم. حال من از شما مي‌پرسم شما چه كاره نظام بوديد؟ الان مواضع سياست خارجي ما هم مورد تاييد ملت است و هم مورد تاييد مجلس است و هم مورد تاييد رهبري؛ بقيه چه كاره‌اند.
... آقاي كروبي شما از آن موضع به اين موضع رسيديد كه وقتي من در مورد هولوكاست دو تا سوال منطقي مطرح مي‌كنم به جاي اينكه رژيم صهيونيستي را محكوم كنيد من را محكوم مي‌كنيد؟
احمدي نژاد ادامه داد: به نظر من مواضع تغيير پيدا كرده است. من شما را دوست دارم اما چقدر فاصله؟ آمريكايي‌ها، اروپاييها و صهيونيستها ناراحت شدند و شما هم ناراحت شديد و اعتراض مي‌كنيد؟ 3

کروبی با اعتماد بنفسی کاذب سعی کرد تا احمدی‌نژاد را به فساد مالی متهم کند. اگر احمدی‌نژاد موفق نشد به موسوی چیزی بچسباند، کروبی هم در این زمینه ناموفق بود با این تفاوت که کارنامه‌ی کروبی واطرافیانش جای سؤال برای کسی باقی نمی‌گذارد. تبلیغات 100میلیارد تومانی کروبی که باسکوت همراه با رضای او مواجه شد، ذهن‌ها را به سمت حامیان مالی کروبی برد. حامیانی که دوشب قبل‌اش توسط احمدی نژاد معرفی شده بودند. خاطره‌ای که قشر متوسط از این حامیان دارند، مانع بزرگی در کشاندن آنها به سمت کروبی و موسوی خواهد بود.

احمدی نژاد با آگاهی از خط قرمزهای کروبی او را آچمز کرد.4 خبری از داد و بیدادهای کروبی در باره‌ی تقلب در انتخابات گذشته نبود. او به زیبایی به کروبی یادآوری کرد که برادر عزیز من، اگر همین محدودیت‌ها و تقلب‌ها نبود، الآن تو در الیگودرز مشغول روضه‌خوانی ات بودی.

در زمینه‌ی حقوق بشر هم باید گفت که گاو کروبی بدجوری زایید. تبدیل کردن زندانبان بنیاد شهید به مدافع حقوق بشر از توانایی قهارترین نقاشان هم خارج است. سخنان احمدی‌نژاد درباره‌ی ناقضان حقوق بشر دیروز و مدافعان امروزش شنیدی است.5

شاید امروز گلایه‌های زیدآبادی بهتر به گوش برسد. کسانی که فرصت تاریخی اصلاحات ساختاری را با توهم بالا رفتن از نردبان احمدی‌نژاد(بازی بد و بدتر) عوض کردند امروز خود را در معرض خطر حذف شدن از حاکمیت می‌بینند. موج حامیان احمدی‌نژاد او را وادار می‌کند تا اموال دزدیده شده را به بیت‌المال بازگرداند. اینجاست که معنای حرف کلانتری(وزیر کشاورزی خاتمی) روشنتر میشود که گفته بود: "اگر احمدی‌نژاد پیروز شود باید "چادر به سر" از ایران فرار کنیم.6". اوضاع بقدری خراب است که آقای کرباسچی را وادار می‌کند تا با رسانه‌ی دروغ پرداز و مزخرف VOA مصاحبه کند.7

انتخابات فعلی زمان مرگ دورویی و فرصت‌طلبی است. مرگ کسانی است که برای شایسته‌سالاری آمده‌اند اما حامیانشان تا گردن غرق در فسادند. مرگ کسانی است که تنها در زمان انتخابات به یاد خواسته‌های مردم می‌افتند. انتخابات عرصه‌ی ورود انسان‌های سالم و با کارنامه‌ی روشن است. عرصه‌ی ورود کسانی است که تکلیف خود را با گذشته و اشتباهاتشان مشخص کرده‌اند.

تمام تلاش اصلاح‌طلبان در این چند ساله معطوف به این بود که گزینه بدتر را احمدی نژاد معرفی کنند. محمود دیشب به ملت اعلام کرد که: مردم شریف ایران، اینبار فرد بدتر را من تعیین می‌کنم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]
من پاسخ شما را درباره خليج عربي نمي‌گويم بلكه به اساتيد زبان عرب ارجاع مي‌دهم كه مي‌گويند در "دول الخليج العربيه "، "العربيه " به دول برمي‌گردد نه به خليج و هيچ وقت نمي‌گويند "خليج عربيه " بلكه مي‌گويند خليج عربي.
احمدي نژاد گفت: من متاسفم شما و دوستانتان چند بار اين حرف را زده‌ايد. اجازه دهيد اساتيد زبان عربي اين را تشريح كنند.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803131265
[2]
قوچانی مشاور تیم کروبی:جناح چپ/ اصلاح‌طلب از آغاز، مشروعیت خود را از آرا و افكار امام خمینی می‌گرفت و به دلیل همین نزدیكی سیاسی و فكری گاه پیروزی (مجلس سوم) و گاه ناكامی (مجلس چهارم) را تجربه كرده كه هر دوی آنها به جز رای مردم (كه با مشاركت خود سرنوشت جناح‌های سیاسی را رقم می‌زنند) نسبت مستقیمی با حضور و حیات امام داشت كه امكان حضور این جناح سیاسی را در عرصه رقابت فراهم می‌آورد. با حمایت امام خمینی بود كه اكثریت چپ‌گرای مجلس سوم مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفت حتی اگر حمایت ضمنی ایشان از گفتمان این جناح را عامل اقبال مردم به ایشان ندانیم. به همین علت است كه جناح چپ تا مدت‌ها خود را جناح خط امام می‌خواند كه طیفی از دانشجویان تسخیركننده سفارت آمریكا تا رهبران روحانی مجمع روحانیون مبارز را در بر می‌گرفت...
جناح چپ اسلامی كه بتدریج بر خود نام اصلاح‌طلب می‌نهاد در دهه 70 و در غیاب رهبری كاریزماتیك آیت‌الله خمینی توجه بیشتری به مشروعیت مشاركت كرد و در مقطعی (نیمه دهه 70 پس از انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاست جمهوری) توانست به مدد مشروعیت ناشی از 20 میلیون رای مردم اجازه ورود تمام‌قد به رقابت‌های مجلس ششم را بیابد. اما سرخوشی ناشی از چند پیروزی پیاپی سبب شد چپ‌گرایان اسلامی/ اصلاح‌طلبان دینی بتدریج از هویت تاریخی خود غافل شوند و یكسره «مشروعیت رقابت» را فراموش كنند. آنان كه از مشروعیت كاریزماتیك به مشروعیت قانونی عبور كرده بودند تنها معنای مشروعیت را در مشاركت می‌جستند و از این واقعیت كه قواعد رقابت در ایران ملهم از قوانین مشاركت نیست غفلت و شاید تغافل ورزیدند. این در حالی است كه در ایران نه‌تنها مشروعیت رقابت برخاسته از مشروعیت مشاركت نیست بلكه در عمل برای جلب هر نوع مشاركتی باید اجازه رقابت یافت.
http://www.shahrvandemrouz.com/content/6276/print.aspx
[3]
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803131265
[4]
شما هنوز انتخابات را زير سوال مي بريد و سيستمي كه خود شما چند بار با آن انتخاب شده‌ايد را زير سوال مي‌بريد در حاليكه مجريان انتخابات صددرصد دوستان شما و هم حزبي‌هاي شما بودند.
[5]
آن افرادي كه امروز به گشت ارشاد ايراد مي‌گيرند آيا سال 64 و 65 را فراموش كرده‌اند كه وزارت كشور موتورسوارها را سازماندهي مي‌كرد تا در همين خيابان وليعصر موي دختران و موي پسران را قيچي و لباس‌ها و كفش‌ها را پاره مي‌كردند و آيا فراموش كرده‌اند كه كراوات‌ها را قيچي مي‌كردند و آيا يادشان رفته است مردم را كتك مي‌زدند و آيا يادشان رفته است كه كراوات يك ديپلمات خارجي را از وسط قيچي مي‌كردند و او متعجب مي‌ماند كه چه خبر است.
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/088648.php
[6]
http://www.kamyabnews.com/fa/pages/?cid=7379
[7]
کرباسچی در مصاحبه با رادیو فردا:
اگر قرار است حقوق بشر رعايت بشود، بايد در همه جای دنيا دنبال آن بود. اگر راديويی بخواهد در کشور ديگری حقوق بشر را اعمال بکند، اول بايد ديد که خواستگاه آن کشور دارد آيا حقوق بشر در آنجا رعايت می شود؟ آنچه که آمريکا دارد در دنيا انجام می دهد با حقوق بشر هم خوانی دارد؟ آن کشورهايی که در آنجا هيچ انتخاباتی نيست ولی بهترين رابطه را امريکا با آنان دارد، آيا آن کشورها حقوق بشر را رعايت می کنند؟ آيا راديو فردا تا حالا يکبار راجع به حقوق بشر در کشورهای عربی، که ان قدر آمريکا خوبی آنها را می گويد و روابط خوبی با آنها دارد، تا کنون راجع به حقوق بشر در اين کشورهای سلطنتی صحبت کرده ايد؟
...شما يک راديوی وابسته به بيگانه هستيد، هيچ ارزشی از نظر مردم کشور ما نداريد . هم شما و هم صدای امريکا تمام تحليل هايتان سطحی و بسيار مزخرف است و من هم ديگر بيشتر از اين حاضر نيستم با شما صحبت بکنم.
http://www.radiofarda.com/content/karbaschi_election/439102.html

۱۳۸۸ خرداد ۱۵, جمعه

هدف: دموکراسی. مسیر: انتصابات؟ - مرور اصلاحات در 30 دقیقه


مقدمه

مسيري که در اين 30 سال طي شده است
چرا خاتمي آمد؟
مرور کارنامه‌ي خاتمي(اصلاحات)
مرور اصلاحات در 30 دقيقه
نتيجه گيري
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مقدمه

تمام کساني که از مشارکت(بي قيد و شرط) در انتخابات دفاع مي‌کنند 2 تحليل مشخص دارند:
  1. احمدي نژاد در اين 4ساله اقتصاد ايران را ويران کرده است و ادامه يافتن دولت او ايران را به لبه‌ي پرتگاه مي‌برد.
  2. دموکراسي يک فرآيند زمانبر است و انتخاب بين بد و بدتر در نهايت منجر به انتخاب بين خوب و بد مي‌شود يا حداقل شرايط را براي فعاليت‌هاي مدني مناسبتر مي‌کند.
اکبر گنجي در مقاله‌ي مفصل و تامل برانگيز ِ «ساختار سلطاني جمهوري اسلامي»[1] مينويسد:

تصويري که به وسيله‌ي بسياري از فعالين سياسي ‌ايراني از ساختار سياسي ‌ايران ارائه مي‌شود، تصويري ايدئولوژيک (شعور کاذب در معناي مارکسي کلمه) است.مطابق اين تصوير، اولاً: «شرايط فعلي بدترين وضعيت ايران در نيم قرن اخير است»، ثانياً: احمدي نژاد عامل و منشأ اين وضعيت (تمام سياهي‌ها، فسادها، بدبختي‌ها، تبعيض‌ها، ناروايي‌ها، حبس‌ها، دهان بستن‌ها، نزاع‌ها و کشاندن ايران به ورطه نيستي و نابودي و جنگ) است.
از دل اين تصوير وارونه، يک راه حل روشن براي حل همه‌ي مسائل زاده مي‌شود:
يک ائتلاف وسيع نجات بخش از تمام جناح‌ها (اصول‌گرايان و اصلاح‌طلبان و...) بايد تشکيل شود تا با طرد احمدي نژاد، کشور را از مغاک نيستي نجات دهد.
اين تصوير کاذب (غيرمنطبق با واقع)، تا حدودي باعث فريب رسانه‌ها و سياست‌مداران غربي هم شده ‌است. اين تحليل نادرست است، براي اينکه «سلطان» در اين تحليل مطلقاً حضور ندارد.

طرفداران بايکوت و مشارکت در يک چيز اتفاق نظر دارند: با آمدن يک رئيس جمهور اصلاح‌طلب تغييرات عمده‌اي ايجاد نخواهد شد. اختلاف نظر بين موافقان و مخالفان شرکت در انتخابات هنگامي زياد مي‌شود که مشارکتيون با مقايسه‌ي دوران خاتمي و احمدي نژاد، ادعا مي‌کنند که اختلاف‌هاي موجود بين دو دوره نشان‌دهنده‌ي ظرفيت پست رياست جمهوري در ساختار فعلي قانون اساسي است.
مرور 12 سال گذشته به ما کمک خواهد کرد تا برداشتي واقع‌بينانه از وضعيت فعلي بدست بياوريم و دريابيم که انتظاراتمان از کانديداها تا چه حد منطقي و معقول است.

۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

بازی خطرناک اصلاح طلبان

گفتگوی بین احمدی نژاد و موسوی مناظره نبود. تصفیه‌ حساب خونینی بود که نتایجش را بعد از انتخابات نشان خواهد داد. حمله‌ی بی‌پروای احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری (بازرس ویژه‌ی رهبر) را می‌توان شورش نظامیان علیه ملاها نامید. متهم کردن علنی جناح چپ جمهوری اسلامی به فساد، با شکایت رفسنجانی به خدا حل نخواهد شد. کسی که به ستونهای نظام اتهام دزدی میزند(در جلوی چشم میلیونها بیننده) یا بایستی منتظر مجازات آنها در دادگاه باشد و یا به جرم تهمت و افترا محکوم شود. بدیهی است که در یک نظام دیکتاتوری محکوم کسی است که زور کمتری دارد.

هر چند که از قبل برنده‌ی مناظره‌ی قابل پییش بینی بود1، هیچ کس انتظار این را نداشت که احمدی نژاد خطوط قرمز را بدین سرعت درنورد. هرچه به انتخابات نزدیکتر می‌شویم آرای احمدی نژاد ریزش بیشتری میکند. او بدرستی شرایط را درک کرده است. بنظرم جان کلام صحبت های احمدی نژاد آنجاست که می‌گوید:

شما مي گوييد نظر نظام آن بوده است . خوب الان نظرنظام اين است . شما چرا خودتان را جاي نظام مي نشانيد. بنده موضع گيري کردم عليه ماجراي هولوکاست . رهبري هم تاييد کرد. ملت هم تاييد کردند. کي هست اينجا توي نظام که مي گوييد نظام تصميم ديگري گرفته است.2
حمله‌ی بی‌امان رقبای احمدی نژاد به کارنامه‌اش درحالی صورت می‌گیرد که دیگران نیز از کارنامه‌ی مشابهی برخوردار هستند. حمله‌ی مستقیم به رقیب در جمهوری اسلامی بی‌سابقه بوده3 و رهبران نظام همواره کاندیداها را از این کار برحذر می‌داشته اند. ولی مشکل اینجاست که رقبا کارنامه و برنامه‌ی قابل دفاعی ندارند و به ناچار تمام توان خود در انتقاد از احمدی نژاد گذاشته‌اند.

بازی مسخره‌ای که اصلاح‌طلبان در این 12 سال پیش گرفته‌اند(جدا کردن رهبر از نهادهای زیر دست او) دیگر کارایی خود را از دست داده است. با نگاه به استراتژی موسوی در مناظره درمی‌بابیم که او به هیچ عنوان انتظار نداشته است که احمدی نژاد نیز از سیاست‌های دوران خمینی مثال بیاورد. شوک و بهت موسوی از حمله‌های احمدی‌نژاد بحدی بود که در جاهایی از مناظره بدون توجه به اتهامات مطرح شده توسط احمدی نژاد، سخنان از پیش حفظ کرده‌اش را ادامه می‌داد.4 تابوهای شکسته شده توسط احمدی نژاد بحدی بود که جلوی بسیاری از انتقادات موسوی(مثلاً‌ گشت ارشاد- پولهای خرج شده در سفرهای استانی- ماجرای پسر علی‌آبادی و...) را گرفت. تیر آخر احمدی نژاد حمله‌ به پاکسازی های دوران موسوی توسط باجناقش عبدالحمید نقره کار بود:
اماري است که منتشر شده اما من سواال مي کنم گزينش ها را امام در زمان چه کسي منحل کرد در زمان ما يا زمان شما . يک خاطره عرضم تمام ، اقاي مهندس نقره کار باجناق جنابعالي دعوت کرد، رفتيم جزو تجديد نظر گزينش پرونده هايي را مي دادند به ما يک دختر خانمي امد بهش مي گويند فلان سوال را جواب بده اگرجواب مي داد مي گفتند خيلي مسلط بود. اگر جواب نمي داد مي نوشتند باطل

احمدی نژاد برای خود رای نخرید اما آرای موسوی را کاهش داد. او بجای دفاع از کارنامه‌اش به کارنامه ی موسوی حمله کرد. حرف احمدی نژاد این بود که همه‌ی ما در این لجن سهیم هستیم.

نقطه‌ی قوت موسوی در این مناظره کارنامه‌ی پاک اقتصادی‌اش بود. چیزی که کروبی و کرباسچی از آن بی‌بهره هستند. بعید می‌دانم که کروبی جرئت حمله کردن به احمدی نژاد را داشته باشد. تنها شانس کروبی برای پیروزی این است که پای رهبر را هم به وسط میدان بکشد. کروبی باید رهبر را مسئول مشکلات و بدبختی های فعلی بداند و بازی مسخره‌ی حمله به احمدی نژاد را کنار بگذارد. اما آیا کروبی جرئت انتقاد کردن از رهبر و فرزندانش را دارد؟ بنده بعید می‌دانم. این سیاست، عبدالله نوری یا اعلمی را می‌طلبد.

پ.ن:
واکنش آقای خامنه‌ای به احمدی نژاد و موسوی را با هم مقایسه کنید:
حضرت آيت الله خامنه‌اي در همين زمينه به حضور برخي جوانان علاقمند به نامزدها در خيابانها اشاره کردند و افزودند: در اين مورد حرفي نمي زنم اما مبادا اين مسئله به مجادله و درگيري و اغتشاش بيانجامد که اگر کسي اصرار به اين مسئله داشته باشد حتماً يا خائن است يا بسيار غافل.

ايشان چهار نامزد انتخاباتي رياست جمهوري را به مراقبت کامل براي جلوگيري از بروز دشمني و کينه توصيه مؤکد کردند و افزودند: صحيح و مورد پسند نيست که يک نامزد در سخنراني در جمع مردم و يا نطق هاي تلويزيوني، براي اثبات خود، به نفي نامزد ديگر متوسل شود.
حضرت آيت الله خامنه‌اي افزودند: بنده با مناظره و گفتگو و انتقاد مخالفتي ندارم ولي همه سعي کنند که در چارچوبهاي درست شرعي و ديني انجام شود، مردم بيدارند، مي فهمند و مي دانند.5
پ.ن2:بنظر شما کروبی در مناظره اش چه تاکتیکی خواهد داشت؟ آیا از انتقاد کردن به احمدی‌نژاد صرفنظر می‌کند؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]
زيد آبادي : كارنامه 8 ساله موسوي موجب شكست او در مناظره است
http://saharnews.ir/view-4469.html
[2]
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=526001
[3]
هرچند در دوره‌ی قبل نیز پس از تبلیغات شدید ِ رفسنجانی علیه احمدی نژاد، انتقادات غیرمستقیمی به کارنامه‌ی رفسنجانی شد اما قابل مقایسه با حملات صریح و غیرمنتظره‌ی این دوره نیست.
[4]
آنجایی که احمدی نژاد به ستاره‌دار کردن دانشجویان در زمان معین و نبود آزادی در مطبوعات زمان موسوی می‌پردازد. یا آنجایی که روابط با عربستان،سیاست خارجی ایران در زمان موسوی و شورشهای اسلام‌شهر و مشهد اشاره می‌کند.
[5]
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=526652

۱۳۸۸ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

از احمدی نژاد اعاده‌ی حیثیت شد

یکی از انتقاداتی که به احمدی نژاد می‌کنند نحوه‌ی هزینه کردن درآمد نفت است و می‌گویند هزینه کردن این درآمد برای کالاهای مصرفی و تزریق کردن پول نفت به اقتصاد، موجب رشد افسار گسیخته‌ی نقدینگی و افزایش تورم شده و سرمایه‌های ملی را به هدر داده است.
در شرایطی که دولت احمدی نژاد توان پرداخت حقوق معلمان را ندارد و طرح حذف رایانه‌ها(با ماهی حداکثر 19900 تومان برای اقشار آسیب پذیر) به دلیل نبود منابع کافی، از دستور کار خارج شده است، مهدی کروبی ماهی 50 تومان 4 سال قبل را به 70 تومان ارتقا داده است. یک حساب سرانگشتی به ما می‌گوید(تمام ارقام برمبنای هزار میلیارد تومان است):

صادرات روزانه (میلیون بشکه)1
2.5
نرخ دلار (تومان)
1000
قیمت هر بشکه نفت (دلار)
60
بازه‌ی زمانی (روز)
30
جمع
4.500
تعداد افراد بالای 18 سال(میلیون)2
51
سهم هر نفر از درآمد نفت(ماهانه/تومان)
88235/29
با اضافه کردن یارانه‌های پرداختی دولت به درآمد حاصل از فروش نفت خواهیم داشت:
یارانه های پرداختی دولت در سال 87 3
30
درآمد ماهیانه حاصل از فروش نفت
4.500
مجموع درآمد ماهیانه
4.500 + (30÷12)=7
سهم ماهانه هر ایرانی با احتساب درآمد نفت و سوبسیدها(تومان)
137254.90
درآمد سالیانه‌ی دولت
(کسر پول پرداختی از درآمد سالیانه‌ی نفت)
41.16
بودجه‌ی دولت در سال 88
279.000

با توجه به درآمد باقیمانده، تکلیف بودجه‌ی طرح‌های عمرانی، پژوهشی و نظامی چه می‌شود؟ حقوق کارمندان دولت از چه طریقی بایستی تامین گردد؟
از طرف دیگر تزریق این مبلغ کلان به اقتصاد چه تاثیری بر روی نقدینگی می‌گذارد؟

ماهیانه 70 تومان به افراد
بالای 18سال
3.570
سالانه
42.84
نقدینگی در سال 13884
170
رشد نقدینگی
25%

طرح آقای کروبی(به فرض اجرایی بودن) این نکته را ثابت می‌کند که انتقادات کارشناسان از احمدی نژاد پایه و اساسی نداشته است. کرباسچی پایان دادن اجباری 8 سال جنگ را نشانه‌ی رویکرد منطقی خمینی می داند. خود را خط امامی می‌داند و از قهرمان‌بازیهای احمدی‌نژاد انتقاد می‌کند ولی به 30 سال دشمنی با آمریکا و ادامه‌ دادن 8سال جنگ انتقادی وارد نمی‌کند. بابت فقر مردم گریه می‌کند اما دوران هاشمی و شهرداری خودش را به یاد نمی‌آورد. عده‌ای ممکن است گریه‌ی ریاکارانه او را اینگونه توجیه کنند که کاندیداها برای رای آوردن به این نمایش‌ها نیاز دارند اما از مثال زده شده درباره‌ی خمینی نمی‌توان بی‌تفاوت گذشت. ظاهراً مشکل بر سر تعیین وراث خط امام است. احمدی نژاد در این 4ساله ثابت کرده است که به اصول و آرمانهای خمینی اعتقاد کامل دارد. نتیجه‌ی عملی حکومت 24 ساله‌ی خط امامی ها هم با آن اصول تقریباً منطبق است. مشکل اینجاست که احمدی نژاد، دار و دسته‌ی فوق را از سر سفره‌ی 24ساله بلند کرده است. نریتور درجایی از فیلم مستند کروبی می گوید:
" اما مهدي کروبي خصوصيت ديگري را هم از پدرش به ارث برده که در کارهاي سياسي و حکومتي خيلي به درد مي خورد. او حافظه حيرت انگيزي دارد و قدرت ياد و حافظه او چنان است که بعضي ها را به وحشت مي اندازد.
او بخوبي به ياد دارد که چه کساني از 50 سال پيش انقلابي بودند و امام خميني (ره) را همراهي مي کردند و آماده بودند تا فداکاري کنند و به زندان بروند و چه کساني بعداز انقلاب انقلابي شدند."5


نویسنده‌ی متن اعتقاد دارد است که در غیاب صاحبخانه‌ی اصلی، مهمانان و مستاجران اولیه صاحبخانه هستند. بچه‌ها باید تا تمام شدن غذای بزرگترها صبر بکنند. متاسفانه سن احمدی نژاد به 50سال پیش قد نمی‌دهد. او صاحبخانه را قبل از اتمام غذایش از سر سفره بلند کرده. بعد از لو رفتن نام بازیگران فیلم‌های مستند موسوی و احمدی نژاد، در خبرها آمد که یکی از کاندیداها گریمورهای میلیونی استخدام کرده است. کارگردان و فیلم نامه نویس نمایش هم که از پیش معلوم بود. باید منتظر ماند و دید که این فیلم چقدر فروش می‌کند. اخراجیهای ده نمکی به ما نشان می‌دهد که کاندیدای پیروز فرد بامزه و خوش خنده‌ای خواهد بود.

-------------------------------------
[1]
http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/post_5788.html
[2]
http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=80705
[3]
www.sarmayeh.net/ShowNews.php?31646
[4]
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1828568
[5]
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=520903